تبليغاتX
به سینمابلاگ محمد علی خبیر خوش آمدید
به سینمابلاگ محمد علی خبیر خوش آمدید
هرچه بيش‌تر در نوشتن فرو می‌روی، بيش‌تر تنها می‌شوی

چگونه با یک گربه باران زده خودتان را در دل یک زن جا کنید!

محمدعلی خبیر:داستان کوتاه گربه زیر باران داستان نسلی است که الگوی مناسبی برای روابط موفق با یکدیگر ندارد.این نسل برای یافتن رابطه موفق نه به دوره والدینش می تواند رجوع کند(طرز زندگی آنها متفاوت بوده است) و نه در پی یافتن مهارتهای جدید برای زندگی است.از این رو این نسل یک نسل سرگردان است.

داستان اینگونه آغاز می‌شود:" تنها دو آمريکايي در هتل بودند. هيچ‌کدام از آدم‌هايي را که توي پلکان، در سر راه خود به اتاق‌شان يا موقع برگشتن از آن، مي‌ديدند نمي‌شناختند."

گربه زير باران تصويري است از تنهايي و بي پناهي انسان در دنياي مدرن و به خصوص در جامعه آمريكا. عدم شناخت از همسایگان و کوتاهی مرد در میل به هم سخنی با همسرش یکی از مصادیق مهم عدم ارتباط در این داستان است.این موضوع یکی از دلایل مهم شکست میان زوجهای نسل جدید به شمار می‌رود.تحقیقات علمی نشان می‌دهد که مادران ما به خاطر به دنیا آوردن فرزندان زیاد و دمخور شدن با زنان همسایه کمتر دچار سرخوردگی و انزوا می‌شدند.

در ادامه داستان راوي به توصيف چشم انداز باغ ملی كه از پنجره‌ي اتاق زوج آمريكايي ديده مي‌شود می‌پردازد و در این میان از جزئیات بنای یادبود جنگ می‌گوید.به نظر می‌رسد،جنگ چندی است که به پایان رسیده است.حضور زوج آمریکایی در فصلی غیرتوریستی در هتلی ایتالیایی تا حدودی احتمال اینکه مرد یک سرباز آمریکایی حاضر در جبهه ایتالیا بود را قوت می‌بخشد.

آنتونی گیدنز در کتاب جامعه شناسی‌اش،جنگ را عملی مردانه می‌خواند و معتقد است جنگ بیشتر از آنکه مربوط به زنان باشد،به مردان ارتباط دارد.وی با اشاره به وظیفه مردان برای تشکیل ارتش‌ها در طول تاریخ،تاکید می‌کند که مردان در هنگام وقوع جنگ ارزش‌های جنگجویانه و ماجراجویی را به خانواده‌اشان ترجیح می دهند.این عمل مردان به  یگانگی روح جمعی و احساس یکپارچگی با افرادی غیر از خانواده در تعقیب هدف‌های مشترک می انجامد.

در ادامه داستان مرد را می بینیم که روی تخت نشسته و کتاب می خواند. زن باران را نگاه می کند و بعد گربه ای را که زیر باران درحال خیس شدن است. زن به یک باره و بی هیچ دلیلی دلش برای گربه می سوزد .مرد با وجودی که کاملاً مهربان است ولی بی اعتنا کتاب می خواند.زن به دنبال گربه پایین می رود و از رفتار محترمانه و چهرۀ سالخورده و جدي مرد هتلدار و از دست‌هاي بزرگش خوشش می‌آید.

تحقیقاتی که در سال 1962 توسط جمعی از دانشمندان انجام گرفت،نشان داد که یک فرد جذب کسی می‌شود که معیارها،علایق،تفکرات و ذهنیات مشابه وی داشته باشد.از این رو وقتی انسان با کسی مواجه می‌شود که از لحاظ روحی،عاطفی و اندیشه شبیه اوست،با او رابطه برقرار می‌کند.ولی باید در نظر داشت که شباهت بسیار زیاد گاهی خسته کننده است.از این رو ممکن است مردی آرام و سر به زیر،جذب زنی پر جنب و جوش شود و یا احتمال دارد زنی نگران و مضطرب در دام عشق مردی بی خیال و خونسرد بیفتد.بدون شک دلیل علاقه زن به مرد هتلدار نیز وجود تضادهای میان مرد هتلدار،همسرش و البته خودش است.  

بر می‌گردیم به داستان.زن که موفق به یافتن گربه نشده است دوباره به اتاق بر می‌گردد و با حرفهای بی سر و ته سعی می کند توجه مرد را به خود جلب کند.مرد همچنان بی اعتناست. از لابه‌لاي ديالوگها نوع زندگي زن و مرد آمريكايي معلوم مي‌شود. شوهر اهل مطالعه است و زن نه. شوهر از تجمل بدش مي‌آيد و زن آرزوي زندگي اشراف مآبانه دارد. وضع ماليشان احتمالاً زياد خوب نيست. زن تنهاست. از شوهرش دور است. جورج او را نمي فهمد و براي آرزوهايش ارزش و احترام قائل نمي‌شود.

زن در طول داستان اصرار دارد که گربه اي داشته باشد.او برای گربه زیر باران دلسوزی می‌کند.اما براستی دل زن برای گربه زیر باران می‌سوزد؟به نظر می‌رسد زن و گربه هر دو تنهایند.به واقع گربه‌ی زیر باران مثل زن تنها در خانه است. وجود گربه می‌تواند زنانگی زن را تقویت کند.اصلاً چرا زن با دیدن رفتار محترمانه مرد هتلدار لذت می برد؟ چون بر خلاف شوهر این مرد هتلداراست که به زن بودن زن توجه نشان می دهد. اما مرد همين موي كوتاه زن را دوست دارد . مرد کاملاً از نیاز همسرش دور است .

زن در داستان گربه زیر باران،همانند خیلی از زنهای دیگر،با ادراک زیاد خود انتظار دارد که همسرش منظور او را از کلام و ایما و اشاره‌اش بفهمد و نیازش را حدس بزند،این کاریست که یک زن دیگر به راحتی می‌تواند انجام دهد ولی برای یک مرد کار ساده‌ای نیست. زن در داستان مذکور اصرار دارد گربه اي داشته باشد.در حقیقت اين اصرار زن به داشتن گربه را مي توان به همجنس خواهي‌هاي زن نسبت داد.(با توجه به ویژگی‌های زنانه‌ای که به گربه نسبت می‌دهند).توجه داشته باشید که زنان در سراسر دنیا با توجه به توانایی‌هایشان گمان می‌کنند که مردانشان خواسته و نیاز آنها را می‌دانند و وقتی انتظارشان برآورده نمی‌شود همسرانشان را متهم به بی‌احساسی و بی‌ذوقی می‌کنند.تحقیقات ثابت کرده است که مردان،از نظر خواندن ذهن دیگران بسیار ضعیفند.زنان بر خلاف مردان مشکلاتشان را در ذهنشان نمی‌توانند بایگانی کنند و از همین رو آنها را در مغزشان می‌چرخانند.تنها راهی که یک زن می‌تواند از دست افکارش خلاص شود،صحبت کردن درباره‌ی آنهاست.بنابراین وقتی در این داستان زن شروع به صحبت کردن با همسرش می‌کند،مقصودش رها شدن از دست مسایل و مشکلاتش است.  وقتی خدمتكار در مي‌زند و گربه‌اي را از طرف مدير هتل به زن تقديم مي‌كند در می‌یابیم که احساس مدير هتل چيزي بيشتر از احترام براي جذب مشتري است. او با وجود غريبگي‌اش با زن همدلي و همدردي مي‌كند.وقتی پای همدلی و عوالم آن به میان می‌آید،زنان مشکلی ندارند،اما بسیاری از مردان به اشکال می‌خورند و بنابراین خود را متقاعد می‌کنند که در هر زمان و هر مکان آماده‌ی ارایه عشق هستند.مهارتهای احساسی مرد(یا فقدان آنها)نقش مهمی در آمادگی زن دارد.مثلاً آماده کردن یک محیط دلچسب،مهیا کردن غذا،یا اهدا کردن گل و... جز راه حل‌های امتحان شده‌ای هستند که از 5000سال قبل تاکنون موفق به جا کردن مردان در دل زنان شده‌اند.به اینها بیفزایید راه حل آقای مدیر هتل را!  

منابع:

- بهترین داستانهای کوتاه ارنست همینگوی/ترجمه:احمد گلشیری/انتشارات نگاه

- چرا مردان گوش نمی‌دهند و زنان نمی‌توانند نقشه بخوانند/نوشته:باربارا و آلن پیز/ترجمه:ناهید رشید و نسرین گلدار/نشر آسیم

-مقاله "زنان و جنگ به روایت سینما"/نوشته:معین ابطحی/سایت فیروزه

ارسال در تاريخ سه شنبه سی ام تیر 1388 توسط محمدعلی خبیر
 

محمدعلی خبیر:

شب

در طولاني ترين شب سال مرد دير به خانه رسيد.

زن از پشت در داد زد:"تا اين موقع شب كدوم گوري بودي؟"

مرد گفت:"داشتم هندونه مي‌فروختم" 

توضیح:این داستانک در اولین جایزه ادبی افرا که ۲۸ فروردین امسال مراسم اختتامیه آن در کرج برگزار شد در بخش آزاد مورد تقدیر قرار گرفت.لازم به توضیح است هیئت داوران این جشنواره متشکل از آقایان یوسف علیخانی-محمدرضا گودرزی و خانم بلقیس سلیمانی بود.

بازتاب در رسانه ها:

خبرگزاري فارس

روزنامه كيهان

خبر فارسي

ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 توسط محمدعلی خبیر

باز خواني دستور زبان عشق

محمدعلي خبير:برخي از آدم ها هستند كه در طول دوران زندگي اشان،به اندازه‌اي محيط اطرافشان را تحت تاثير وجود خويش قرار مي‌دهند كه مردم آنها را جزئي از خاطرات خود مي دانند.مثل عضوي از خانواده اشان.اينها آدمهايي هستند كه وقتي مي ميرند،به همان اندازه كه خويشان و نزديكانشان در سوگ آنها سهيم هستند،مردم نيز در سوگشان سهيم مي‌شوند.سال پيش بود كه  غم دست دادن قيصر ملك شعر پارسي را به سوگ نشستيم.امروز به يادش و با شعري از او دستور زبان عشق را باز مي‌خوانيم:

 

"ايستگاه"

قطار مي رود

تو مي روي

تمام ايستگاه مي رود

و من چقدر ساده ام

كه سال هاي سال

در انتظار تو

كنار اين قطار رفته ايستاده ام

و همچنان

به نرده هاي ايستگاه رفته

تكيه داده ام

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه نهم آبان 1387 توسط محمدعلی خبیر

بادبادک بازی که در کتابفروشی بود!

 

محمدعلی خبیر:

در ادامه مطالب بررسی کتابهای داستان خبرساز سال گذشته این بار نوبت به بررسی کتاب "بادبادک باز" اثر تحسین شده "دکتر خالد حسینی" نویسنده افغانی می رسد.این کتاب سال گذشته فروش خوبی در بازار کتاب داشته است و در پی استقبال بی نظیر از آن سینمای هالیوود تصمیم به ساخت یک فیلم اقتباسی بر مبنای همین کتاب کرد.به همین بهانه نگاهی می اندازیم به زندگینامه نویسنده و حواشی این کتاب ارزشمند.   

(جهت مشاهده عکسها و مطالب حواشی کتاب به ادامه مطلب مراجعه نمایید)  



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 توسط محمدعلی خبیر

درباره "خاطره دلبرکان غمگین من" آخرین اثر گابریل گارسیا مارکز:

 

 

محمدعلی خبیر:

سجاد صاحبان زند در ویژه نامه نوروز"چلچراغ" به سراغ نویسندگان،منتقدین و مترجمین رفته  و از آنها خواسته بود تا از میان کتابهایی که در سال 86 خوانده اند، ترینهای ادبیات را انتخاب کنند.

در این میان کتاب " خاطره دلبرکان غمگین من" آخرین اثر نویسنده بزرگ آمریکای لاتین،گابریل گارسیا مارکز به عنوان پر حاشیه ترین کتاب سال انتخاب شد.به همین بهانه در این مجال به این کتاب توقیف شده می پردازم.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ یکشنبه چهارم فروردین 1387 توسط محمدعلی خبیر





Powered by WebGozar

قالب وبلاگ