چرا گاو فيلم مهمي است؟

محمدعلي خبير: انتخاب فيلم گاو به عنوان بهترين فيلم تاريخ سينماي ايران از منظر منتقدان در سالهاي 67،51 و 78 نشان ميدهد كه اين فيلم تا چه اندازه اهميت دارد.اما چرا گاو فيلم مهمي است و چرا تا اين اندازه مورد تحسين اهالي سينما قرار گرفته است،موضوعي است كه به اجمال به آن اشاره ميكنيم.اگر كالت مووي را به تعبير بسياري از مجلات و كتب داخلي فيلم جريان ساز ترجمه كنيم،فيلم گاو يك فيلم كالت است.حتي اگر علاقه و سرسپردگي افراطي اقليتي را نسبت به آن در نظر بگيريم،باز هم ميتوان گفت گاو در طول سي و نه سالگي كه از ساخته شدنش ميگذرد،تبديل به فيلم كالت شده است...
ادامه مطلب...
ساموئل خاچكيان، اولين سازنده آنونس فيلم در ايران
محمدعلي خبير:نقش برخي از هنرمندان در دوران حياتشان در پيشبرد هنر دلخواهشان به اندازه اي زياد است كه در دوره هاي بعد قابل انكار نيست.و در صورتي كه نسل آينده به آنها بي توجه باشد كمال بي انصافي را به جاي آورده است.اين مسئله در رابطه با هنرمند پيشگام و نوآور اهميت دو چندان مي يابد.مرحوم ساموئل خاچكيان يكي از همين هنرمندان پر ارج بود كه سينماي ايران در بسياري موارد او را در زمره اولين ها به خاطر سپرده است.30 مهر سالروز كوچ او به نزد پروردگار است.به همين بهانه در برابر بزرگي هنرش سر تعظيم فرود مي آوريم و ياد و خاطره اش را گرامي ميداريم:

ساموئل خاچكيان متولد 1302 در شهر تبريز است.وي در نوجواني با فعاليت در گروههاي تئاتر وارد عرصه هنر شد و در شانزده سالگي نمايشنامه سويل را در تالار شير و خورشيد تبريز اجرا كرد...
ادامه مطلب...
از ديدن اين سريال غم مي خوريم!

محمدعلي خبير:پرواضح است كه وظيفه اصلي يك فيلم داستاني،تعريف داستان براي مخاطبش ميباشد.با توجه به اين مطلب بايد فيلمساز را داستان پردازي دانست، كه به دور از هرگونه شعارزدگي و تحميل عقايد خود به تماشاگر،ميبايست صرفاً داستان خود را از طريق عناصر سينمايي ،تعريف نمايد.بي شك تفاوت فيلمسازان با يكديگر، از جايي شروع ميشود كه آنها راههاي مختلفي را براي تعريف داستانشان اتخاذ ميكنند. اين تصميم به قدري پراهميت است كه فيلمسازي را تا سرحد نبوغ و ديگري را تا سرحد حماقت پيش ميراند!حماقت از اين نظر كه وقتي فيلمسازي حرفي براي گفتن ندارد يا داستاني براي تعريف كردن ندارد بهتر است به جاي اينكه مزاحم مردم شود برود دنبال كار خودش.يا لااقل برود حرفي براي گفتن پيدا كند! البته غافل نشويم از فيلمسازاني كه سوژه هاي بسيار بكري براي تعريف كردن دارند،اما راه حلي براي تعريف كردن آن ندارند و به زور مي خواهند آن را به تماشاگر تحميل كنند.از اين روشهاي زوري مي توان به بازي هاي بي جهت با دوربين،كش دادن داستان،اضافه كردن عناصر نچسب به فيلمنامه،افزودن وسايل غير ضرور به صحنه و... را نام برد. اينها دقيقاً همان چيزهايي است كه به رد پاي خالق اثر در درون اثرش،تعبير ميشود....
ادامه مطلب...
فرش قرمزي براي فرمان آرا

محمدعلي خبير:دوازدهمين جشن خانه سينما نيز با تمام حرف و حديث هايي كه پيرامونش وجود داشت،برگزار شد.در اين ميان برخي با دست پر و برخي با دست خالي به خانه بازگشتند.البته برخي هم فرصت رقابت را به دلايل مختلف در اين جشن صنفي پيدا نكردند.يكي از جوايز مهم اين دوره سهم بهمن فرمان آرا اعلام شد.اين جايزه از چند نظر مهم و قابل بررسي است.شايد يكي از جنبه هاي حاشيه اي اين جايزه اين باشد كه به هر حال فيلم او در سالي كه گذشت،از بيست و ششمين دوره جشنواره فيلم فجر كنار ماند و فرصت رقابت با فيلمهاي ديگر را پيدا نكرد.از اين منظر جشن خانه سينما جايگاه خوبي بود تا خاك آشنا مورد قضاوت هيئت داوران قرار گيرد.به همين بهانه در اين فرصت،زندگي هنري بهمن فرمان آرا،را كه بي شك يكي از كارگردانان بنام و معتبر سينماي ماست را با هم مرور ميكنيم:
بهمن فرمان آرا در سال 1321 در اصفهان ديده به جهان گشود...
ادامه مطلب...
خسرو شكيبايي هنوز زنده است!

محمدعلي خبير:به اطلاع دوستان و هنرمندان مي رسانم كه خسرو سينماي ايران هنوز زنده است.هنرمند هرگز نمي ميرد.
خسرو سينماي ايران:چهره مهربانت،صداي ماندگارت و بازيهاي بي نظيرت هرگز از ذهن سينما دوستان ايران زمين فراموش نخواهد شد.روحت قرين رحمت حضرت دوست باد.
"خسرو شكيبايي" در فروردين سال 1323 در خيابان مولوي تهران به دنيا آمد.در شناسنامه اسمش "خسرو " بود ولي خانواده و بچه محل ها "محمود" صدايش مي كردند. پدر خسرو سرگرد ارتش بود و وقتي او 14 ساله بود بر اثر سرطان از دنيا رفت. او قبل از اينكه وارد عرصه تئاتر شود ، در حرفههايي چون خياطي و كانال سازي وآسانسور سازي كار ميكند. در 19 سالگي براي اولين بار روي صحنه تئاتر ميرود و بعد از مدتي به عباس جوانمرد ، معرفي و به صورت كاملا حرفهاي بازيگر تئاتر ميشود. تحصيلاتش را در رشته بازيگري در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران به پايان برد. او تا پيش از انقلاب فقط در عرصه تئاتر فعاليت داشت و فعاليت حرفه اي در عرصه سينما را با بازي در فيلم "خط قرمز" (1361، كيميايي) آغاز كرد. اما سرآغاز دوره ي تازه فعاليت بازيگري شكيبايي را بايد فيلم "هامون" (1369، مهرجويي) دانست. او به خاطر بازي در اين فيلم سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول را در هشتمين جشنواره فيلم فجر به دست آورد. او همچنين براي بازي در فيلم "كيميا" (1374، درويش) بار ديگر برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول از سيزدهمين جشنواره فيلم فجر شد. او براي فيلم "سالاد فصل"(1383،جيراني) نيز سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل را به دست آورد. اين بازيگر همچنين براي فيلم «كاغذ بي خط» تنديس حافظ را از ششمين جشن ماهنامه دنياي تصوير دريافت كرد و در سال 1386 تنديس جشن يازدهم خانه سينما را براي فيلم "اتوبوس شب" از آن خود كرد.
"خسرو شكيبايي" اخيرا در دومين جشن منتقدان سينمايي، جايزه يكي از برترين بازيگران سي سال سينماي پس از انقلاب را روي صحنه از دستان محمدباقر قاليباف، محمد خزاعي و محمدرضا جعفريجلوه گرفت و با ابراز تشكر، صحنه را ترك كرد.
تلهفيلمهاي «بختك» ساخته يوسف صيادي، «پيوند» ساخته سعيد عالمزاده و «آشيانهاي براي زندگي» ساخته حميد طالقاني از آخرين كارهاي شكيبايي بود. شكيبايي بازي در نمايشهايي چون زير گذر لوطي صالح، سنگ و سرنا، لحظه،كتيبه، پنجه عدالت، صيادان، سمك عيار، همه پسران من، شب بيست و يكم و بيا تا گل برافشانيم، مجموعههاي تلويزيوني مدرس، روزي روزگاري، خانه سبز، سرزمين سبز، كاكتوس، تفنگ سرپر و در كنار هم را در كارنامه خود دارد.
او براي فيلمهاي "يكبار براي هميشه"، "سايه به سايه" و "كاغذ بي خط" نامزد دريافت سيمرغ بلورين بوده است. خط قرمز، دادشاه، صاعقه، رابطه، دزد و نويسنده، ترن، شكار، هامون، عبور از غبار، ابليس، جستجو در جزيره، سارا، پرواز را بخاطر بسپار ، يكبار براي هميشه، بلوف،كيميا، پري ، درد مشترك ، لژيون ، سايه به سايه، خواهران غريب، سرزمين خورشيد، عاشقانه ، رواني، زندگي ، دختردايي گمشده، ميكس، دختري بنام تندر، كاغذ بيخط ، مزاحم، اثيري، صبحانه براي دو نفر، ازدواج صورتي، سالاد فصل ، حكم، ستارهها ، عروسك فرنگي، چه كسي امير را كشت؟، دلشكسته، دوشيزه باران، حيران، از جمله كارهاي سينمايي وي بودهاند.
خسرو شكيبايي علاوه بر هنرنمائي درنقش آفريني در سينما و تئاتر، برخي از شعرهايي سهراب سپهري دكلمه كرده است و در بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر نيز بازيگر و گوينده تيزر جشنواره بوده است.
خسرو شكيبايي 13 مهر سال گذشته نيز به دليل حادشدن بيمارياش و ابتلا به ديابت در بستري شده بود اما به درخواست خودش، اين خبر تكذيب شد.
خسرو شكيبايي برنده تنديس بهترين بازيگر نقش اول مرد در جشن يازدهم خانه سينما، گفت: در ميان مردم مرسوم است كه آن را كه بيشتر به ديده مي آيد و گره ژانر به دست او باز مي شود، به عنوان بازيگر اول ميشناسند، اما بردن اين جايزه يك جور لطف خدا در مورد من بوده، درست است كه اين نقش برايم يك مقدار سخت بود به اين علت كه در جادهاي كه ما ميرفتيم در هر لحظه اش خطرات مختلفي وجود داشت، مثل چپ كردن اتوبوس و... همين طور فرصت نداشتيم تمرين كنيم كه ببينيم قلق آن چگونه است و حتي دو بار هم نزديك بود كه در يك زاويه 90 درجه ماشين چپ شود اما به هر حال لطف خدا بود؛ چون 43 نفر در آن اتوبوس بودند و من اگر سكاندار آن بودم حتماً دستي روي شانه من و حتي روي شانه كيومرث پوراحمد بوده كه اين فيلم ساخته شده است. آنجا حتي باران هم كه ميآمد، خوب بود و از آن استفاده ميشد. شكيبايي در مورد اولين كار پوراحمد در خصوص سينماي جنگ و اعتمادش به وي اظهار كرد: «وقتي كسي كارگردان هست ديگر فرق نميكند، اگر صد فيلم بسازد، صد و يكاش را هم اگر در ژانر ديگري باشد ميسازد. يك كارگردان جدا از هر چيزي كه منسوب به اوست، بايد چيزي مانند ژن در وجودش باشد كه بتواند هر نوع فيلمي را بسازد و از آنجايي "اتوبوس شب" اولين كار جنگي كيومرث است، آن را دوست دارم. او ميافزايد: «از طرفي من فكر ميكنم دلنوشته هاي حبيب احمدزاده، پوراحمد را به سمت اين فضا كشانده و بر روي آن تأثير گذاشته است.»
شكيبايي براي اولين بار توانسته در جشن خانه سينما به دور از مشغلههاي كارياش شركت كند و دور قبل نيز تنها پيامي براي جشن فرستاده بود كه خود در اينباره ميگويد: «خجالت ميكشم كه نتوانستم برايشان كاري انجام دهم، چرا كه آنجا كساني حضور داشتند كه وقتي به يادشان ميافتيم بدنمان حتي براي لحظهاي و ميلرزد؛ يعني يك اتفاق روحي است كه به صورت فيزيكال هم احساس ميشود، من ديشب جعفر والي را ديدم و بسياري عزيزان ديگر مثل عزت الله انتظامي، محمدعلي كشاورز، علي نصيريان و... پرويز پرستويي هم كه يك استثناست و چه اجراي زيبايي داشت و چقدر براي مخاطبش احترام قائل بود و... شايد اگر به بعضي از ما كه جز بازيگري كاري نكردهايم و آبرويي در اين زمينه داريم بگويند بياييد و كار اجرا انجام دهيم، ميترسيم برويم به سمتش، اما پرويز آن را به خوبي انجام داد.»
به گزارش خبرگزاري فارس، خسرو شكيبايي بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون ساعت 9 صبح امروز جمعه 28 تير در سن 64 سالگي به علت نارسايي قلبي در بيمارستان پارسيان تهران درگذشت.
منبع:خبرگزاري فارس
تهران،آرامش بی آرامش

محمدعلی خبیر: "هم خانه"عنوان دومین فیلم بلند مهرداد فرید است.پیش از این از ایشان،فیلم "آرامش در میان مردگان" را به تماشا نشسته بودیم.آن چیز که هم خانه را شبیه آرامش در میان مردگان می سازد،درگیری شخصیت اصلی با فضایی است که داستان در آن به وقوع می پیوندد.این مسئله باعث ایجاد کشمکش اصلی داستان می شود.نکته خوب فیلمنامه های فرید این است که نویسنده خیلی زود داستان را شروع می کند و از عتناب پرهیز می کند.مهسا در فیلم هم خانه دانشجوی شهرستانی است که از محیط کوچک شهرستان وارد شهر بزرگی چون تهران شده است.در آرامش نیز طیبه از محیط محدود گورستان در پی سفر یک روزه به تهران وارد محیط بزرگتری
می شود.هر دوی این شخصیت ها برای رسیدن به هدفشان مجبور می شوند با آدمهایی که در این شهر بزرگ زندگی می کنند روبرو شوند.به همین خاطر شخصیت های فرعی داستان به دو دسته تقسیم می شوند.دسته اول آدمهایی هستند که قصد دارند به شخصیت اصلی در رسیدن به هدفش کمک کنند مانند راننده موتورسیکلت در آرامش و دسته دوم افرادی هستند که در مقابل هدف کاراکتر اصلی داستان قرار می گیرند مثل فخری در هم خانه.تصویری که در این دو فیلم از کلانشهری چون تهران ساخته می شود،تصویری ناامن است.از این منظر که گویا فیلمساز فضای کوچکتری را که پیش از این قهرمان در آن زندگی می کرد را با محیط زندگی فعلی او مقایسه می کند.قهرمان های این دو داستان وقتی وارد تهران می شوند احساس نا امنی می کنند.در آرامش طیبه نابلد است و در پی یافتن آدرس یک خانه.یا در هم خانه مهسا وقتی احساس نا امنی می کند که متوجه می شود باید خوابگاه دانشجویی اش را تحویل بدهد و به فکر یک سرپناه باشد.اصولا در میان فقر ژانری که در فیلمهای ایرانی وجود دارد،بیشتر فیلمهایمان را اجتماعی تلقی می کنیم.اما در فیلمهای فرید،عناصر اجتماعی موجود رنگ بیشتری به خود می گیرند و داستان را باورپذیرتر می سازند.این دو فیلم علاوه بر المانهای مشابهی که بایکدیگر دارند تفاوتهایی نیز در ظاهر پیدا می کنند.در آرامش قهرمان داستان پیرزنی بی سواد است در حالیکه مهسا در هم خانه دختری جوان و تحصیلکرده است.به همین خاطراینگونه به نظر می رسد که فیلمساز مشکل شهرهای بزرگ را همه گیر می داند وبر این مسئله تاکید می کند.
درونمایه اصلی هم خانه،مشکلات زندگی دانشجویی است.بخصوص مشکلات دانشجویان شهرستانی که آسیب پذیرتر می باشند.نکته مهمی که در این فیلم وجود دارد این است که جامعه و گاهی قوانین نانوشته آدمهای آن شرایط را به گونه ای رقم می زنند که آدمهای کم تجربه تر را در معرض خطا قرار می دهند.هرچند که آنها مواظب باشند که مرتکب خطا نشوند.
دو فیلم اخیر فرید،پایان بندی های خوشی ندارند.فیلم آرامش در میان مردگان با مرگ طیبه تمام می شود و هم خانه با بازداشت شدن جمشید به پایان می رسد.ولی هر دو پایان به گونه ای ایجاد شده اند که گویا صلاح شخصیت های داستان در آن نهفته است.جدای از اینکه در هم خانه قسمتی از پایان بندی بخاطر ایرانیزه شدن داستان رقم می خورد.
استاد انتظامی،عزت سینمای ایران

محمدعلی خبیر:وقتی پرویز پرستویی در یازدهمین دوره جشن خانه سینما می خواست استاد انتظامی را بعنوان کسی که جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن را به باران کوثری اهدا می کرد،به روی سن دعوت کند از ایشان با عنوان عزت سینمای ایران یاد کرد.به راستی این چنین است. 31 خرداد سالروز میلاد آقای بازیگر است.ضمن آرزوی عمری طولانی و با عزت برای این بزرگمرد سینمای ایران از شما دعوت می کنم همراه با من مرورگر کارنامه هنری عزت الله انتظامی باشید.
عزت الله انتظامي استاد بلامنازع عرصه بازیگری سینمای ایران،متولد 1303 در شهر تهران است.ایشان فارغ التحصيل از مدرسه شبانه تئاتر و سينماي هانوفر آلمان است.وی تحصیلات خود را با ورود به دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران ادامه داد.در سالهای بعد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایشان را لایق دریافت مدرک دكتراي تشخیص داد.
فعالیتهای هنری انتظامی با پيش پرده خواني در تماشاخانه كشور آغازشد. بازي در فيلم "واريته بهاري" محصول سال 1328به كارگرداني پرويز خطيبي نخستين تجربه سينمايي اوست.فیلم "گاو" ساخته "داریوش مهرجویی" استعداد ایشان را پروراند.انتظامی هنگامی که 44 ساله بود،در این فیلم که اثری اقتباسی از داستانی به همین نام(نوشته غلامحسین ساعدی)بود نقش "مشد حسن" را ایفا کرد.پیش از این نمایشنامه ای هم با این نام و با بازی تحسین برانگیز ایشان و استاد علی نصیریان ساخته شده بود.در ادامه بازهم حضور او در فیلمهای دیگر مهرجویی نظیر آقای هالو،دایره مینا،پستچی،اجاره نشین ها،هامون و بانو باعث شد تا توانایی های وی بیشتر از قبل به چشم آید.وی علاوه بر بازی در فیلمهای این کارگردان صاحب نام،تجربه بازی در فیلمهای دیگر کارگردانهای مطرح سینمای ایران نظیر مرحوم علی حاتمی،محسن مخملباف،بهمن فرمان آرا،بهروز افخمی،مسعود کیمیایی و... را در کارنامه هنری خویش دارد.ایشان در سال 1384و در سن 79سالگی در فیلم "حکم" ایفای نقش کرد.بازی او در نقش "رضا" به عقیده بسیاری مانند یک "دن کورلئوته" دیگر بود که برای تماشاگرش تداعی کننده حال و هوای "پدرخوانده" بود. مسعود کیمیایی به همین واسطه عنوان کرد که حضور انتظامی در فیلمش را به مثابه افتخار بزرگی برای خود به شمار می آورد.کارشناسان اوج بازی های او را علاوه بر آنچه که گفته شد در فیلمهایی نظیر،حاجی واشینگتن،گراندسینما،خانه خلوت،ناصرالدین شاه آکتور سینما،روزفرشته،روسری آبی و خانه ای روی آب،گاوخونی و دیوانه ای از قفس پرید می دانند.آقای بازیگر تاکنون موفق به کسب چندین جایزه بزرگ سینمایی از جشنواره های معتبر داخلی و خارجی شده است.از ديگر فعاليت هاي ایشان ميتوان به بازي در تئاتر، مجموعه هاي تلويزيوني از جمله «هزاردستان» به كارگرداني علي حاتمي، تدريس در دانشگاه هاي مختلف و داوري در جشنواره هاي مختلف اشاره كرد. عزت الله انتظامي پدر مجيد انتظامي (آهنگساز) مي باشد.
فیلمشناسی عزت الله انتظامی:
واریته بهار(پرویزخطیبی،1328)،گاو (داريوش مهرجويي، 1348) ،آقاي هالو (داريوش مهرجويي، 1349)،ستارخان(1351)،بيتا (هژير داريوش، 1351)،صادق كرده (ناصر تقوايي، 1351) ،پستچي (داريوش مهرجويي، 1351) ،قیامت عشق(1352)،غبارنشینها(1352)،بنگاه تاترال(1353-این فیلم نیمه تمام ماند)،ملكوت (پرويز كيمياوي، 1355) ،شير خفته (1355)،صمد در راه اژدها(1356)این گروه محکومین(1356)،،دايره مينا (داريوش مهرجويي، 1357) مدرسه اي كه مي رفتيم (داريوش مهرجويي، 1359)،حاجي واشنگتن (علي حاتمي، 1360) ،كمال الملك (علي حاتمي، 1362) ،خانه عنكبوت (عليرضا داودنژاد، 1362)،چمدان(1365)،اجاره نشينها (داريوش مهرجويي، 1365) ،شير سنگي (مسعود جعفري جوزاني، 1365) ،شيرك (داريوش مهرجويي، 1366)، جعفرخان از فرنگ برگشته (۱۳۶۶) ، گراند سينما (حسن هدايت، 1367) ،كشتي آنجليكا (محمدرضا بزرگ نيا، 1367) ،در مسير تندباد (مسعود جعفري جوزاني، 1367) ،هامون (داريوش مهرجويي، 1368)، سايه خيال (۱۳۶۹) ،بانو (داريوش مهرجويي، 1370) ،خانه خلوت (داريوش مهرجويي، 1370) ،ناصرالدين شاه اكتور سينما (محسن مخملباف، 1370)،بازيچه (۱۳۷۱) ،روز فرشته (بهروز افخمي، 1372)،جنگ نفت كشها (محمدرضا بزرگ نيا)،روسری آبی(رخشان بني اعتماد، 1373) ،روز واقعه (شهرام اسدي، 1373) ،طوفان(1375)،جهان پهلوان تختی(علی حاتمی،1376،نسخه اول ناتمام ماند)،باد و شقايق (سيدضياءالدين دري، 1377) ،كميته مجازات (علي حاتمي، 1377)محاكمه (مجموعه، حسن هدايت، 1378)،ميكس (داريوش مهرجويي، 1378)،طهران روزگار نو (علي حاتمي، 1378) ،سايه روشن (حسن هدايت، 1380) ،خانه اي روي آب (بهمن فرمان آرا، 1380)، تاريك خانه (۱۳۸۰) ،ديوانه اي از قفس پريد (احمدرضا معتمدي، 1381)،گاوخوني (بهروز افخمي، 1381)،جايي براي زندگي (محمدرضا بزرگ نيا، 1382)،حكم (مسعود كيميايي، 1383)،ستاره ها (فريدون جيراني، 1384)،مینای شهرخاموش(امیرشهاب رضویان،1385)،شب(رسول صدرعاملی؛1386)،آتش سبز(1387).

