تبليغاتX
به سینمابلاگ محمد علی خبیر خوش آمدید
به سینمابلاگ محمد علی خبیر خوش آمدید
هرچه بيش‌تر در نوشتن فرو می‌روی، بيش‌تر تنها می‌شوی
 ستاره زد سلام كن!

شراب می دهند هان ! دو دست را سبو بگیر !

دو دست را بلند کن ! بلند شو وضو بگیر

 سبو وضو گرفته با شراب سرخ چشم تو

وضو گرفته با شراب ناب سرخ چشم تو

 بیا و سرمه ای به سایه های پلک شب بکش !

و سرخی انار را به لب بزن ! به لب بکش !

 عبیر و مشک و عود را سپند دانه دانه کن !

چراغ داغ باغ را بهانه ی جوانه کن !

 طلوع دفّ شمس را به صبح من غزل بگو...

دو بیت از شِکَر بخوان ! سه مصرع از عسل بگو !

 شکر به شرط شاهدی به بزم خسروان بده !

اذان بگو به گوش گل ! گلاب زعفران بده !

تمام شیشه ها به من هر آینه، تو را ... تو را...

در آینه حلول کن ! مرا به من نشان بده !

عبا بکش به روی خمره های مست قونیه

شراب را نهان بخر ! نهان بخور ! نهان بده !

فقط توئی هرآنچه در من است، آنچه در من است ...

هرآنچه در من است، غیر تو ... به دیگران بده !

 به احترام آخرین سفیر حق، قیام کن !

در آسمان ترین زمین، ستاره زد سلام کن !

                                                         حافظ ايماني

ارسال در تاريخ شنبه بیست و ششم مرداد 1387 توسط محمدعلی خبیر

مجازات:اولين شرح انتقام يك ديوانه

 

 

محمدعلي خبير:

"تام ويلكينسون كودك شاداب و پرجنب و جوشي است كه هنگام بازي با دوستانش در بعدالظهر يك روز تابستاني در مزرعه ايي واقع در آتلانتا دچار سانحه مي شود و هر دو پايش مي شكند.شكستگي بسيار شديد و ناهنجار است و پس از مدتي پاهاي تام تغيير شكل مي دهند و او هنگام راه رفتن دچار مشكل مي شود.والدين تام تمام دارو ندارشان را مي فروشند و به مشهورترين پزشك شهر مي دهند تا فرزندشان را جراحي كند.اما جراحي هم با شكست مواجه مي شود و تام پاهايش را از دست مي دهد.پس از مدتي از شدت ناراحتي والدين تام دق مرگ مي شوند.اين وقتي است كه تام هفده ساله است و بايستي از اين پس سرپرستي برادر و خواهر كوچكترش را هم به عهده بگيرد.

بعد از چند سال تام ازارثيه اي كه برايش باقي مانده،تاجر بزرگي مي شود.در اين هنگام از  زبان پرستار بازنشسته اي متوجه حقيقتي مي شود.اينكه جراح او هنگام عمل جراحي مست بوده و دقتي در كارش نداشته است.تام دستور مي دهد تا افرادش پزشك جراحش را بيابند و به نزد او بياورند.افراد تام پزشك را در حاليكه به اتفاق خانواده اش در ظهر يكشنبه به گردش رفته،مي ربايند و به نزد تام مي آورند.

تام به پزشك دستور مي دهد تا پاهاي نوه اش را كه دختري بيست و يك ساله است ببرد و به او پيوند بزند در غير اينصورت همه خانواده دكتر را در مقابل چشمانش سر خواهد بريد.

پليس نيويورك هنگامي كه متوجه ربوده شدن دكتر و خانواده اش مي شود،در پي يافتن مخفيگاه تام بر مي آيد.آنها پس از تلاش ناموفق براي حل مسالت آميز ماجرا،به خانه يورش مي برند ولي با صحنه وحشتناكي مواجه مي شوند.تام كه از نجات پيدا كردن خودش نا اميد شده بود؛پزشك و خانواده اش را سر بريده و سر انجام خودش را نيز از بين برده است."

آنچه خوانديد خلاصه داستان اولين فيلم روان شناختي تاريخ سينما جهان است.فيلمي با عنوان مجازات به نويسندگي فيليپ لونرگان و كارگرداني والاس وورسلي.

به جرات مي توان گفت كه با ساخته شدن اين فيلم در سال 1920 در كشور آمريكا براي نخستين بار مفهوم انتقام با ديدي روانشناختي وارد سينماي جهان شد.اگرچه اين فيلم محصول سينماي صامت است ولي كارگرداني خوب آن و بازي درخشان لون چنيدر نقش تام ويلكينسون،اين فيلم را به يكي از آثار موفق در برقراري ارتباط با مخاطب تبديل كرد و باعث شد كه عواملش به سرعت به شهرت برسند.

از ديگر عوامل ساخت اين فيلم مي توان به جيمز مارسل و اليزابت مونتانا ديگر بازيگران آن،دان شورت فيلمبردار كار،اريك شفيلد سازنده موسيقي اثر و ساموئل گلدوين تهيه كننده فيلم اشاره كرد.اين فيلم در مدت زمان 110 دقيقه و به صورت سياه و سفيد و صامت ساخته شده است.

 

منبع:هفته نامه امين جامعه-شماره53

ارسال در تاريخ جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 توسط محمدعلی خبیر

داستين هافمن،مردي كه كوشيده و مي كوشد.

 

 

محمدعلي خبير: "در شروع حرفه بازيگري،شما اغلب در نقش هاي كوچك و فرعي ظاهر مي شويد و جايگاه كوچكي به خود اختصاص مي دهيد.اما پس از يك عمر بازيگري شما بازهم ناچاريد به همان نقش قبلي برگرديد و نقش هاي كمكي بر عهده بگيريد زيرا نقش هاي اصلي براي بازيگران نقش اولي در دهه هاي دوم،سوم،چهارم يا پنجم زندگي نوشته مي شود و بازيگران مسن تر چاره اي جز ايفاي نقش هاي كمكي و چندم ندارند."اين ها حرفهاي بازيگري است كه اكنون دهه هفتم زندگي اش را تجربه مي كند.بازيگري كه وقتي چند سال پيش،بحران ميانسالي اش را پشت سر مي گذاشت،بخاطر اينكه برايش بزرگداشت برگزار كردند،دچار حملات عصبي شد.اما مرد باراني هاليوود با اين بحران جنگيد و ثابت كرد كه بي شك بزرگمرد كوچك تاريخ سينماي جهان است.8 اوت سالروز تولد اوست.به همين بهانه نگاهي مي اندازيم به گوشه اي از زندگي هنري،داستين هافمن.

 

داستين هافمن در 8 اوت 1937 ديده به جهان گشود. وي بازیگری را از تئاتری در لس آنجلس شروع کرد و سپس به برادوی در نیویورک روی آورد.

نام هافمن در سال 1967 بخاطر بازي در فيلم "فارغ التحصيل" به كارگرداني "مايك نيكولز" سر زبانها افتاد.اين فيلم باعث شد تا نام او در ليست نامزدهاي اسكار آن سال جا بگيرد.ايفاي نقش "بنجامين برادوك" از سوي هافمن باعث شد تا افقي جديد در سينماي هاليوود روشن شود و تيپ متفاوتي از هنرپيشگان مرد به معرض نمايش گذاشته شود.

ادوارد نورتن، یکی از هنرپیشگان جوان و مطرح هالیوود در حال حاضر معتقد  است:"پیش از آنکه داستین هافمن در فیلم «فارغ التحصیل» بازی کند، مردانی چون رابرت ردفورد و یا پل نیومن بودند که نقش اول به آنها سپرده می‌شد. هافمن این روند را دگرگون کرد و بعد از او، هنرپیشگانی چون رابرت دو نیرو و جین هکمن و دیگران وارد صحنه شدند و نقشهایی را برعهده گرفتند که تا آن زمان ممکن نبود ایفای آن به آنها سپرده شود."

در سال 1969 با بازي در فيلم "كابوي نيمه شب" نقش متفاوتي از فيلم قبلي اش ارائه داد.هافمن در اين فيلم ايفاگر نقش كلاهبردار كوچكي بود كه مي لنگيد و دچار بيماري ريوي بود.  

 هافمن در طول دهه 70 با ايفاي نقش در فيلمهايي چون:"بزرگمرد کوچک(آرتور پن-1970)"، "پاپیون"،"سگ هاي انباري(سم پكين پا-1971) "تمام مردان رییس جمهور(آلن جي پاكولا-1976)" و "دونده‌ی مارتون(جان شلزينگر-1976)"بيش از پيش توانايي هاي خود را در حد يك ستاره مطرح كرد.

این هنرپیشه توانمند آمریکایی در سال 1980 برای ایفاگری در درام پراحساس "کرامر علیه کرامر" به كارگرداني "رابرت بنتون" جایزه اسکار بهترین نقش اول مرد را دریافت کرد. همچنين ظاهر شدن در نقش یک خواننده و هنرمند زن در فیلم "توتسی" در سال 1982 به خوبی نمایانگر قابلیتهای چند جانبه داستین هافمان برای ایفای چهره‌ها و شخصیتهایی کاملا متفاوت بود.

به عقیده سیدنی پولاک، کارگردان تازه درگذشته و معروف هالیوود، داستین هافمان هنرپیشه‌ای است که به تمام‌گرایی گرایش دارد و از آن گذشته می‌تواند به تمام و کمال احساسات و اندیشه‌های شخصیت فیلم را درک کند و به تصویر بکشد. كارگردان "توتسي"از داستین هافمان همچنین به عنوان بازیگری یاد می‌کرد که همواره کوشیده و می‌کوشد، ایده‌ها و پیشنهادهای بکر خود را به فیلم وارد کند. پولاک با طنز گفته بود:"ما هر روز پیش از آنکه کار فیلمبرداری را شروع کنیم، نیم ساعت با هم بحث و مشاجره می‌کردیم."

 در سال1988 بود که بازیگری در نقش مردی اوتیست، در فیلم "مرد باراني(كارگردان:بري لوينسون)" دومین جایزه اسکار را برای داستین هافمن به ارمغان آورد.

در سال 1998 انيستيتو فيلم آمريكا براي داستين هافمن كه در ان سالها بحران ميانسالي اش را تجربه مي كرد،مراسم بزرگداشت برپا كرد.اما در ميانه مراسم،هافمن دچار حملات عصبي هراس و پانيك شد.خود او در اين باره مي گويد:"وارد اتاق بزري از جمعيت شدم.لباس رسمي به تن داشتم و مي ديدم كه روي تمام ديوارهاي سالن با تصاوير نقش هايي كه من تاكنون بازي كرده ام پوشانده شده است.اين موقعيت در واقع بايد مرا خوشحال مي كرد اما به هيچ وجه چنين اتفاقي نيفتاد.حس بدي پيدا كردم و از فرط اضطراب و وحشت نمي توانستم از جايم تكان بخورم".

البته هافمن با وقار كامل در آن مراسم شركت كرد اما بعد از بازگشت از آنجا به لحاظ رواني دچار فروپاشي شد كه عواقبش تا چند سال دست از سر او بر نداشت.

او خود درباره پیری می‌گوید:"من خوشم نمی‌آید که اینقدر زود پیر می‌شوم، اما خوشحالم که به این خوبی پخته و دنیا‌ دیده شده‌ام."

پس از كناره گيري سه ساله او از سينما،در سال 2002 علاقمندانش بار ديگر به واسطه بازي اش در  در فيلم "moonline mile" توانستند او را بر روي پرده سينما ببينند.پس از آن نيز در فيلمهايي نظير:"هيئت منصفه فراري"،"يافتن ناكجاآباد"،"عجيب تر از افسانه"،"عطر" و "دنياي شگفت انگيز ماگوريوم" ظاهر شد.

هافمن مي گويد:"همزمان با بالا رفتن سن،درخواهيد يافت كه مي توانيد از جوانترها بياموزيد.اين موضوع را من در فيلم - يافتن ناكجا آباد- با مارك فورستر تجربه كردم و در فيلم –دنياي شگفت انگيز ماگوريوم- با ناتالي پورتمن و زاك هلم(نويسنده فيلمنامه دنياي شگفت انگيز... و عجيب تر از افسانه) برايم رخ داد...زاك درك بسيار جالبي از ميرايي و فاني بودن دارد كه بيشتر در ميان افراد هم سن و سال من ديده مي شود.نه در جوانترها.و من دقيقا به همين خاطر است كه فيلم او را دوست دارم.زيرا به اين مي پردازد كه بايد از هر دقيقهاي از زندگي استفاده كرد.اگر به دور و برتان نگاه كنيد،افراد را مي بينيد كه غمگينند و اغلب وقت كشي مي كنند.فيلم دنياي شگفت انگيز ماگوريوم،راه حلي جايگزين پيشنهاد مي كند."

ارسال در تاريخ جمعه هجدهم مرداد 1387 توسط محمدعلی خبیر

نمايش فيلم كوتاه در "سينما ايجاز":

 

 

محمدعلي خبير:معمولا تعداد مراكزي كه در سراسر كشور بخصوص در شهرستان كرج مبادرت به پخش فيلم كوتاه مي كنند،بسيار اندك است.حتي تهيه فيلم كوتاه براي علاقمنداني كه تمايل دارند،اين گونه سينما را در منزل به تماشا بنشينند نيز آسان نيست.به همين دليل در حوزه هنري مركز كرج به ياري خداوند بزرگ و كمك مسئولين اين مركز و دوستان فيلمسازم تصميم گرفتيم كه در تابستان 87 اولين دوره "سينما ايجاز" را برگزار نماييم.اين سينما اختصاص خواهد داشت به نمايش فيلمهاي كوتاه فيلمسازان كرج،ايران و جهان.  

اولين جلسه اين سينما،روز سه شنبه 15 مرداد ماه در محل سالن اجتماعات اين مركز برگزار مي شود.قرار است در اين روز فيلمهاي كوتاه مستند:"مونامو" ساخته "علي فروجي"، "تنبوشه"فيلمي از  "كيوان آزاد" و فيلم كوتاه داستاني:"نوازنده بالرو" به كارگرداني "پاتريك لكونته" به نمايش در آيند.پس از نمايش فيلمها،آثار به نمايش در آمده با حضور توسط منتقد مهمان نقد و بررسي خواهد شد.

حضور تمامي علاقمندان در اين سينما كه روزهاي سه شنبه هر هفته برگزار مي شود،آزاد و رايگان مي باشد.همچنين فيلمسازان و علاقمندان مي توانند فيلمهاي ساخته خودشان را جهت نمايش و نقد به آدرس حوزه هنري مركز كرج ارسال نمايند.

آدرس محل نمايش:كرج- خيابان مطهري- نرسيده به ميدان نبوت- كوچه ميلاد 4-پلاك 35- سالن اجتماعات حوزه هنري مركز كرج

تاريخ:سه شنبه هر هفته-ساعت 12:30 الي 15

*********************************************************************

امين آبان "به موازات" را بر روي صحنه برد.

 

 

 

محمدعلي خبير:اين روزها "گروه نيل" در فرهنگسراي حافظيه كرج،تئاتري با عنوان "به موازات" را به روي صحنه برده است.نويسنده و كارگردان اين تئاتر كسي نيست جز جوان هنرمند و خوشنام كرج،امين آبان.

در اين تئاتر دنيا حسين پولي و شيرين عطا اللهي به ترتيب در نقش عصمت و سارا ايفاي نقش مي كنند.از ديگر عوامل اين اثر تحسين شده مي توان به هلن بهرامي(دستيار كارگردان و طراح لباس و گريم)،امين آبان(موسيقي)،آتوسا عسگري(منشي صحنه)،سهيل برخورداري(دستيار و مدير صحنه)،محمود طهماسبي(نورپرداز)،ابراهيم سيسان(عكاس) و اسماعيل حياتي مهر(سرپرست گروه نيل) اشاره كرد.

"به موازات هم " در بيست و ششمين جشنواره  بين المللي تئاتر فجر،يازدهمين جشنواره سراسري تئاتر ملي فتح،ششمين جشنواره سراسري تئاتر كانونهاي نمايش و يازدهمين جشنواره سراسري تئاتر دفاع مقدس شركت داشته است و در زمينه نويسندگي،كارگرداني و بازيگري،طراحي صحنه و موسيقي ،لايق دريافت جايزه تشخيص داده شده است.

امين آبان اين اثر خود را به شهيد ابراهيم معصومي فرمانده گردان كميل،روح بلند پدر بزرگوارش و خسروي هنر ايران،مرحوم خسرو شكيبايي تقديم كرده است.

در روزهايي كه تئاتر در اين مملكت جان مي كند،ديدن "به موازات هم" براي خودش غنيمتي است.از دوستاني هم كه براي ديدن اين تئاتر در روزهاي قبل به حافظيه تشريف برده بودند و به من هم يادآوري كردند كه خبر را روي وبلاگم بگذارم كمال تشكر را دارم.

آدرس محل اجرا:

كرج-عظيميه-45 متري كاج-چهارراه ندا- نداي جنوبي-خيابان وليعصر-فرهنگسراي حافظيه

زمان اجرا:مرداد1387-ساعت 19

 

ارسال در تاريخ دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 توسط محمدعلی خبیر

هشتاد شمع براي پاي درخت هارت فورت شيدر:

 

 

محمدعلي خبير:جايي به نقل از عباس كياررستمي خواندم كه ايشان گفته اند:"همه چيز من ايراني است و در عين حال هيچ چيز من ايراني نيست...همه موضوعات جهاني اند".اين جمله ها را درباره خيلي از آدم ها مي توان تعميم داد.اين ها آدمهايي هستند كه انگار مال مرز خود هستند و در عين حال نيستند.اين ها همان آدمهايي هستند كه اختصاص دارند به تمام دنيا.چون همه آدمها آثار آنها را مي بينند و مي پسندند.آثار آنها بخشي از زندگي آدمهاي ديگر را پر مي كند.

بي شك استنلي كوبريك فقيد نيز از اين دسته آدمهاست.امروز 26 جولاي سالروز تولد اوست.به اين بهانه نگاهي مي اندازيم به زندگي و آثار هنري او كه در سينماي نيمه دوم قرن بيستم سهم بسزايي دارد. 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ یکشنبه ششم مرداد 1387 توسط محمدعلی خبیر





Powered by WebGozar

قالب وبلاگ