خسرو شكيبايي هنوز زنده است!

محمدعلي خبير:به اطلاع دوستان و هنرمندان مي رسانم كه خسرو سينماي ايران هنوز زنده است.هنرمند هرگز نمي ميرد.
خسرو سينماي ايران:چهره مهربانت،صداي ماندگارت و بازيهاي بي نظيرت هرگز از ذهن سينما دوستان ايران زمين فراموش نخواهد شد.روحت قرين رحمت حضرت دوست باد.
"خسرو شكيبايي" در فروردين سال 1323 در خيابان مولوي تهران به دنيا آمد.در شناسنامه اسمش "خسرو " بود ولي خانواده و بچه محل ها "محمود" صدايش مي كردند. پدر خسرو سرگرد ارتش بود و وقتي او 14 ساله بود بر اثر سرطان از دنيا رفت. او قبل از اينكه وارد عرصه تئاتر شود ، در حرفههايي چون خياطي و كانال سازي وآسانسور سازي كار ميكند. در 19 سالگي براي اولين بار روي صحنه تئاتر ميرود و بعد از مدتي به عباس جوانمرد ، معرفي و به صورت كاملا حرفهاي بازيگر تئاتر ميشود. تحصيلاتش را در رشته بازيگري در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران به پايان برد. او تا پيش از انقلاب فقط در عرصه تئاتر فعاليت داشت و فعاليت حرفه اي در عرصه سينما را با بازي در فيلم "خط قرمز" (1361، كيميايي) آغاز كرد. اما سرآغاز دوره ي تازه فعاليت بازيگري شكيبايي را بايد فيلم "هامون" (1369، مهرجويي) دانست. او به خاطر بازي در اين فيلم سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول را در هشتمين جشنواره فيلم فجر به دست آورد. او همچنين براي بازي در فيلم "كيميا" (1374، درويش) بار ديگر برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول از سيزدهمين جشنواره فيلم فجر شد. او براي فيلم "سالاد فصل"(1383،جيراني) نيز سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل را به دست آورد. اين بازيگر همچنين براي فيلم «كاغذ بي خط» تنديس حافظ را از ششمين جشن ماهنامه دنياي تصوير دريافت كرد و در سال 1386 تنديس جشن يازدهم خانه سينما را براي فيلم "اتوبوس شب" از آن خود كرد.
"خسرو شكيبايي" اخيرا در دومين جشن منتقدان سينمايي، جايزه يكي از برترين بازيگران سي سال سينماي پس از انقلاب را روي صحنه از دستان محمدباقر قاليباف، محمد خزاعي و محمدرضا جعفريجلوه گرفت و با ابراز تشكر، صحنه را ترك كرد.
تلهفيلمهاي «بختك» ساخته يوسف صيادي، «پيوند» ساخته سعيد عالمزاده و «آشيانهاي براي زندگي» ساخته حميد طالقاني از آخرين كارهاي شكيبايي بود. شكيبايي بازي در نمايشهايي چون زير گذر لوطي صالح، سنگ و سرنا، لحظه،كتيبه، پنجه عدالت، صيادان، سمك عيار، همه پسران من، شب بيست و يكم و بيا تا گل برافشانيم، مجموعههاي تلويزيوني مدرس، روزي روزگاري، خانه سبز، سرزمين سبز، كاكتوس، تفنگ سرپر و در كنار هم را در كارنامه خود دارد.
او براي فيلمهاي "يكبار براي هميشه"، "سايه به سايه" و "كاغذ بي خط" نامزد دريافت سيمرغ بلورين بوده است. خط قرمز، دادشاه، صاعقه، رابطه، دزد و نويسنده، ترن، شكار، هامون، عبور از غبار، ابليس، جستجو در جزيره، سارا، پرواز را بخاطر بسپار ، يكبار براي هميشه، بلوف،كيميا، پري ، درد مشترك ، لژيون ، سايه به سايه، خواهران غريب، سرزمين خورشيد، عاشقانه ، رواني، زندگي ، دختردايي گمشده، ميكس، دختري بنام تندر، كاغذ بيخط ، مزاحم، اثيري، صبحانه براي دو نفر، ازدواج صورتي، سالاد فصل ، حكم، ستارهها ، عروسك فرنگي، چه كسي امير را كشت؟، دلشكسته، دوشيزه باران، حيران، از جمله كارهاي سينمايي وي بودهاند.
خسرو شكيبايي علاوه بر هنرنمائي درنقش آفريني در سينما و تئاتر، برخي از شعرهايي سهراب سپهري دكلمه كرده است و در بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر نيز بازيگر و گوينده تيزر جشنواره بوده است.
خسرو شكيبايي 13 مهر سال گذشته نيز به دليل حادشدن بيمارياش و ابتلا به ديابت در بستري شده بود اما به درخواست خودش، اين خبر تكذيب شد.
خسرو شكيبايي برنده تنديس بهترين بازيگر نقش اول مرد در جشن يازدهم خانه سينما، گفت: در ميان مردم مرسوم است كه آن را كه بيشتر به ديده مي آيد و گره ژانر به دست او باز مي شود، به عنوان بازيگر اول ميشناسند، اما بردن اين جايزه يك جور لطف خدا در مورد من بوده، درست است كه اين نقش برايم يك مقدار سخت بود به اين علت كه در جادهاي كه ما ميرفتيم در هر لحظه اش خطرات مختلفي وجود داشت، مثل چپ كردن اتوبوس و... همين طور فرصت نداشتيم تمرين كنيم كه ببينيم قلق آن چگونه است و حتي دو بار هم نزديك بود كه در يك زاويه 90 درجه ماشين چپ شود اما به هر حال لطف خدا بود؛ چون 43 نفر در آن اتوبوس بودند و من اگر سكاندار آن بودم حتماً دستي روي شانه من و حتي روي شانه كيومرث پوراحمد بوده كه اين فيلم ساخته شده است. آنجا حتي باران هم كه ميآمد، خوب بود و از آن استفاده ميشد. شكيبايي در مورد اولين كار پوراحمد در خصوص سينماي جنگ و اعتمادش به وي اظهار كرد: «وقتي كسي كارگردان هست ديگر فرق نميكند، اگر صد فيلم بسازد، صد و يكاش را هم اگر در ژانر ديگري باشد ميسازد. يك كارگردان جدا از هر چيزي كه منسوب به اوست، بايد چيزي مانند ژن در وجودش باشد كه بتواند هر نوع فيلمي را بسازد و از آنجايي "اتوبوس شب" اولين كار جنگي كيومرث است، آن را دوست دارم. او ميافزايد: «از طرفي من فكر ميكنم دلنوشته هاي حبيب احمدزاده، پوراحمد را به سمت اين فضا كشانده و بر روي آن تأثير گذاشته است.»
شكيبايي براي اولين بار توانسته در جشن خانه سينما به دور از مشغلههاي كارياش شركت كند و دور قبل نيز تنها پيامي براي جشن فرستاده بود كه خود در اينباره ميگويد: «خجالت ميكشم كه نتوانستم برايشان كاري انجام دهم، چرا كه آنجا كساني حضور داشتند كه وقتي به يادشان ميافتيم بدنمان حتي براي لحظهاي و ميلرزد؛ يعني يك اتفاق روحي است كه به صورت فيزيكال هم احساس ميشود، من ديشب جعفر والي را ديدم و بسياري عزيزان ديگر مثل عزت الله انتظامي، محمدعلي كشاورز، علي نصيريان و... پرويز پرستويي هم كه يك استثناست و چه اجراي زيبايي داشت و چقدر براي مخاطبش احترام قائل بود و... شايد اگر به بعضي از ما كه جز بازيگري كاري نكردهايم و آبرويي در اين زمينه داريم بگويند بياييد و كار اجرا انجام دهيم، ميترسيم برويم به سمتش، اما پرويز آن را به خوبي انجام داد.»
به گزارش خبرگزاري فارس، خسرو شكيبايي بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون ساعت 9 صبح امروز جمعه 28 تير در سن 64 سالگي به علت نارسايي قلبي در بيمارستان پارسيان تهران درگذشت.
منبع:خبرگزاري فارس
مالنا بدون مونيكا،غير قابل تصور!

محمدعلي خبير: "مالنا(محصول سال 2000)" ساخته كارگردان بزرگ ايتاليا "جوزفه تورناتوره" بي شك يكي از فراموش نشدني هاي تاريخ سينماي جهان است.اين فيلم داستان زني است که در غياب همسرش كه به جنگ اعزام شده ،تصميم مي گيرد در شهري کوچک زندگي كند.شهري كه همه چيزش در اختيار مردان است.او زني زيبا است كه مردان شهر براي به دست آوردنش حاضر هستند دست به هركاري بزنند.در اين ميان فقط يك نفر به او از صميم قلب عشق مي ورزد.پسري نوجوان كه از قضا دانش آموز مالنا هم هست.
آنهايي كه مالنا را ديده اند،حالا كاراكتر او را با چهره ايفاگر نقشش يعني "مونيكا آنا ماريا بلوچي" به ياد مي آورند.
به یاد فیلم مالنا این بار به همرا شما زندگینامه این بازیگر سینمای جهان را مرور می کنیم.
ادامه مطلب...
مجيد قيصري با " گوساله سرگردان "در انجمن نويسندگان كرج

محمدعلي خبير:
مجموعه داستان"گوساله سرگردان" نوشته مجيد قيصري در مراسم ويژه انجمن نويسندگان كرج نقد مي شود.در اين مراسم كه با همكاري بنياد حفظ و نشر آثار دفاع مقدس غرب استان تهران و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان کرج برگزار خواهد شد، سركار خانم بلقيس سليماني نويسنده و پژوهشگر ادبيات داستاني به عنوان منتقد حضور خواهند داشت.
مجموعه داستان "گوساله سرگردان"مشتمل بر هفت داستان كوتاه مي باشد.اين كتاب آخرين اثر قيصري است كه سال پيش(۱۳۸۶) با قيمت ۱۴۰۰تومان به بازار كتاب عرضه شد.خوانندگان و علاقمندان ادبيات داستاني اين نويسنده را بيشتر بخاطر داستانهاي جنگي اش مي شناسند.
قيصري متولد ۱۳۴۵در تهران است.وي كه اصالتاً اصفهاني مي باشد در رشته روانشناسي تحصيل كرده است.آغاز به كار حرفه اي او در زمينه داستان كوتاه به سال ۱۳۷۴ برمي گردد. مجموعه داستان "صلح"، داستان بلند "جنگي بود، جنگي نبود"،مجموعه داستان"طعم باروت" و "نفر سوم از سمت چپ" محصول تلاشهاي او در زمينه داستاننويسي در دهه گذشته است.
قيصري در سال ۱۳۸۰ رمان "ضيافت به صرف گلوله" و در سال ٨٤ مجموعه داستان "سه دختر گلفروش" را به چاپ رساند. همچنين وي به خاطر كتاب "سه دختر گل فروش" موفق به كسب جايزه قلم زرين سال ٨٥ شد.كتاب "باغ تلو " اين نويسنده نيز نامزد دريافت دو جايزه مهرگان و يازدهمين دوره كتاب سال دفاع مقدس شده بود.
بلقيس سليماني منتقد اين جلسه نيز از نويسندگان و فعالان ادبي كشور هستند.وي در سال ۱۳۴۲ در كرمان متولد شدند.سلیمانی فعاليت ادبي اش را از سال ۱۳۷۰ با مجله ادبستان آغازكرد.تاكنون از او آثاري چون:"بازي آخر بانو"،"بازي عروس و داماد" و تعداد زيادي مقاله علمي و پژوهشي در مطبوعات و كتابهايي نظير:"همنوا با مرغ سحر"،"هنر و زيبايي از ديدگاه افلاطون" و "تفنگ و ترازو" به چاپ رسيده است.
از تمامي علاقمندان به ادبيات داستاني بالاخص از دوستان و نويسندگان كرجي خواهشمندم جهت شركت در اين مراسم در تاريخ ۲۹ تير ۱۳۸۷ راس ساعت ۵ بعدالظهر در تالار بزرگ شهيدان نژادفلاح حضور بهم رسانند.لازم بذکر است که حضور نویسنده کتاب در این مراسم قطعی اعلام شده است.
تهران،آرامش بی آرامش

محمدعلی خبیر: "هم خانه"عنوان دومین فیلم بلند مهرداد فرید است.پیش از این از ایشان،فیلم "آرامش در میان مردگان" را به تماشا نشسته بودیم.آن چیز که هم خانه را شبیه آرامش در میان مردگان می سازد،درگیری شخصیت اصلی با فضایی است که داستان در آن به وقوع می پیوندد.این مسئله باعث ایجاد کشمکش اصلی داستان می شود.نکته خوب فیلمنامه های فرید این است که نویسنده خیلی زود داستان را شروع می کند و از عتناب پرهیز می کند.مهسا در فیلم هم خانه دانشجوی شهرستانی است که از محیط کوچک شهرستان وارد شهر بزرگی چون تهران شده است.در آرامش نیز طیبه از محیط محدود گورستان در پی سفر یک روزه به تهران وارد محیط بزرگتری
می شود.هر دوی این شخصیت ها برای رسیدن به هدفشان مجبور می شوند با آدمهایی که در این شهر بزرگ زندگی می کنند روبرو شوند.به همین خاطر شخصیت های فرعی داستان به دو دسته تقسیم می شوند.دسته اول آدمهایی هستند که قصد دارند به شخصیت اصلی در رسیدن به هدفش کمک کنند مانند راننده موتورسیکلت در آرامش و دسته دوم افرادی هستند که در مقابل هدف کاراکتر اصلی داستان قرار می گیرند مثل فخری در هم خانه.تصویری که در این دو فیلم از کلانشهری چون تهران ساخته می شود،تصویری ناامن است.از این منظر که گویا فیلمساز فضای کوچکتری را که پیش از این قهرمان در آن زندگی می کرد را با محیط زندگی فعلی او مقایسه می کند.قهرمان های این دو داستان وقتی وارد تهران می شوند احساس نا امنی می کنند.در آرامش طیبه نابلد است و در پی یافتن آدرس یک خانه.یا در هم خانه مهسا وقتی احساس نا امنی می کند که متوجه می شود باید خوابگاه دانشجویی اش را تحویل بدهد و به فکر یک سرپناه باشد.اصولا در میان فقر ژانری که در فیلمهای ایرانی وجود دارد،بیشتر فیلمهایمان را اجتماعی تلقی می کنیم.اما در فیلمهای فرید،عناصر اجتماعی موجود رنگ بیشتری به خود می گیرند و داستان را باورپذیرتر می سازند.این دو فیلم علاوه بر المانهای مشابهی که بایکدیگر دارند تفاوتهایی نیز در ظاهر پیدا می کنند.در آرامش قهرمان داستان پیرزنی بی سواد است در حالیکه مهسا در هم خانه دختری جوان و تحصیلکرده است.به همین خاطراینگونه به نظر می رسد که فیلمساز مشکل شهرهای بزرگ را همه گیر می داند وبر این مسئله تاکید می کند.
درونمایه اصلی هم خانه،مشکلات زندگی دانشجویی است.بخصوص مشکلات دانشجویان شهرستانی که آسیب پذیرتر می باشند.نکته مهمی که در این فیلم وجود دارد این است که جامعه و گاهی قوانین نانوشته آدمهای آن شرایط را به گونه ای رقم می زنند که آدمهای کم تجربه تر را در معرض خطا قرار می دهند.هرچند که آنها مواظب باشند که مرتکب خطا نشوند.
دو فیلم اخیر فرید،پایان بندی های خوشی ندارند.فیلم آرامش در میان مردگان با مرگ طیبه تمام می شود و هم خانه با بازداشت شدن جمشید به پایان می رسد.ولی هر دو پایان به گونه ای ایجاد شده اند که گویا صلاح شخصیت های داستان در آن نهفته است.جدای از اینکه در هم خانه قسمتی از پایان بندی بخاطر ایرانیزه شدن داستان رقم می خورد.

