روایتی ضد داستان از عمو سیبیلو

محمدعلی خبیر: حتی دوستان نزدیکش هم وقتی می خواهند او را توصیف کنند و از وجه چهره اش بگویند اول اشاره می کنند به سیبیل های تاب داده اش!مثلا جایی از مرحوم محمدرضا شریفی خواندم:"بیست سال پیش وقتی كه برای اولین بار امیرشهاب رضویان را دیدم، جوانی « نوزخمه» بود كه در كار قلم بود و میكوشید تا با نوشتن و تاب دادن عجیب و غریب به سبیل ظریف و باریكش سری توی سرها درآورد. بعدها در كلاسهای دانشكدههای هنری پیدایش شد و در جشنوارههای سینمایی نامی بههم رساند و بیشك او هم مثل من نمیداند كه در رؤیا بود یا بیداری كه ما آنسوی كلاس و قلم و نوشته یكبار دیگر همدیگر را یافتیم و این بار داشتیم در كنار هم فیلم میساختیم.
ماطی این سالها توانستیم بخشی از رویاهای بیداریمان را با كمك هم به واقعیت تبدیل كنیم. مهم اینست كه جوان نوزخمهی دیروز به مرد پختهی امروز بدل شده است و دهها فیلم پشتوانهی سبیلی است كه دیگر با اعتماد به نفس بر پشت لبهای او تاب میخورد و رو به گونههای روشنش اشارتی مبهم دارد. مهم اینست كه دنیا او را به نام فیلمسازی مستقل و دور از وابستگیهای رایج، ایستاده بر زانوان خود میشناسد و به او احترام میگذارد و حالا دیگر سری است در میان سرها و بسیار سربلند و پرافتخار."
علی ایحال امیرشهاب رضویان با حضور در برنامه بیست و نه اسفند سینما چهار شاهد نمایش فیلم اولش از این سینما بود.بهمین بهانه در این مطلب سعی کردم،مطالب و اطلاعات خوبی را درباره سینمای این فیلمساز جمع آوری کنم.
ادامه مطلب...
محمدعلی خبیر:
فیلمی که قرار بود امروز(29اسفند1386) از برنامه سینما4 پخش شود،"آرامش در میان مردگان" نام داشت.

این فیلم که اولین ساخته سینمایی مهرداد فرید است،در بخش فیلم های اول و دوم و در بخش مهمان جشنواره بیست و پنجم فیلم فجر (1385) حضور داشت. در مصاحبه کارگردان این فیلم با ایرنا خواندم که وی گفته بود: ايده شكلگيري اين اثر براساس مطالعه گزارش اجتماعي در يكي از روزنامه ها در سال ۸۳شكل گرفته است.
ادامه مطلب...
همه آنهایی که به نوعی تعلق خاطر به ادبیات داستانی دارند می توانند با مراجعه به آدرس مذکور فایل مربوط به این کتاب را دانلود کنند.امیدوارم از خواندن داستان های آن نهایت لذت را ببرید.

با بچه های انجمن نویسندگان کرج(کاوک) یه کار نویی رو تجربه کرده ایم.مجموعه داستان مشترکمون رو به صورت کتاب الکترونیک روی سایت انجمن به نشانی www.kawac.ir قرار دادیم.
اینجوری هم مقرون به صرفه بود هم دنگ و فنگ های چاپ رو نداشت.البته هدفمون این بود که داستان هامون رو به همشهریامون و تمامی علاقمندان به ادبیات داستانی عیدی بدیم.به نظر خودمون که خیلی کار قشنگی بود(الله اعلم).
تو این مجموعه که به پیشنهاد خسرو عباسی مدیر انجمن،"سمفونی صامت "اسم گرفت،دوستان خوبم،خانم ها و آقایان عادله ارشادی،مصطفی انصافی،آتی جان افشان،فاطمه دهقان نیری، شیوا رمضانی،معصومه صادقی،محجوبه طالبی،خسرو عباسی،فرزانه ضامنی،تبسم غبیشی،بهناز قره داغی و سارا مقدم بهمراه یک داستان از بنده سراپا داستان دارن.
البته خیلی دوست داشتم از دوستای خیلی خوبم مثل بهنام قلی پور و عنایت الله مددی و همچنین خانمها طاهریان-اسلامی-زیبایی هم داستان داشتیم.البته مقصر ما نبودیم.خودشون وقت نکردن داستاناشون رو تا تاریخی که تعیین کرده بودیم به دستمون برسونن.
همچنین از مصطفی انصافی که زحمت مقدمه نوشتن برای مجموعه و البته تبدیل داستان ها به PDF رو بعهده داشت و پیمان(سیدحسن) پاک نژاد عزیزم که زحمت طراحی و آپلود کردن سایت رو به دوش می کشه هم تشکر می کنم.
این رو هم اضافه کنم که بعضی از داستان های این مجموعه پارسال تو جشنواره هایی که حضور داشتن جایزه گرفتن.
البته اینم بگم وقتی خبر نشر کتاب الکترونیکمون رو رفتم رو سایت،خیلی صدا کرد.از چندتا خبرگزاری مثل فارس و ایپنا و ایرنا و مهر باهامون تماس گرفتن و پرسیدن که جریان چیه؟ما هم برای اینکه پیاز داغشو زیاد کنیم گفتیم تا شب سال تحویل بشینید ایشالله میاد بیرون.
به شما هم توصیه می کنم بخشی از تعطیلاتتون رو اختصاص بدین به خوندن این مجموعه داستان.شاید با شما ارکستر سمفونیک را انداختیم!
این بار:مصطفی انصافی
مقدمه:
می خوام از این پس توی وبلاگم دوستای خودمو بهتون معرفی کنم. و به این بهانه هم دوست داشتنم رو به اونها ابراز کنم و هم اون ها رو مورد نقد دوستانه قرار بدم.
اولین دوستی رو که می خوام به شما معرفی کنم،مصطفی انصافی هستش.و دلیل اینکه اول اونو انتخاب کردم بخاطر اینه که اولاً دیروز(27 اسفند) روز تولدش بوده و ثانیاً مصطفی یکی از بهترین دوستای من در تمام طول زندگیم بوده،هست و انشاالله خواهد بود.
خب دیگه حالا می خوام پته ی مصطفی رو بریزم رو آب!!!
ادامه مطلب...

