تبليغاتX
به گوشه تنهایی محمد علی خبیر خوش آمدید

مجيد قيصري با " گوساله سرگردان "در انجمن نويسندگان كرج

 

 

محمدعلي خبير:

مجموعه داستان"گوساله سرگردان" نوشته مجيد قيصري در مراسم وي‍ژه انجمن نويسندگان كرج  نقد مي شود.در اين مراسم كه با همكاري بنياد حفظ و نشر آثار دفاع مقدس غرب استان تهران برگزار خواهد شد، سركار خانم بلقيس سليماني نويسنده و پژوهشگر ادبيات داستاني به عنوان منتقد حضور خواهند داشت.

مجموعه داستان "گوساله سرگردان"مشتمل بر هفت داستان كوتاه مي باشد.اين كتاب آخرين اثر قيصري است كه سال پيش(۱۳۸۶) با قيمت ۱۴۰۰تومان به بازار كتاب عرضه شد.خوانندگان و علاقمندان ادبيات داستاني اين نويسنده را بيشتر بخاطر داستانهاي جنگي اش مي شناسند.

قيصري متولد ۱۳۴۵در تهران است.وي كه اصالتاً اصفهاني مي باشد در رشته روانشناسي تحصيل كرده است.آغاز به كار حرفه اي او در زمينه داستان كوتاه به سال ۱۳۷۴ برمي گردد. مجموعه داستان "صلح"، داستان بلند "جنگي بود، جنگي نبود"،مجموعه داستان"طعم باروت" و "نفر سوم از سمت چپ" محصول تلاش‌هاي او در زمينه داستان‌نويسي در دهه گذشته است.

قيصري در سال ۱۳۸۰ رمان "ضيافت به صرف گلوله" و در سال ٨٤ مجموعه داستان "سه دختر گل‌فروش" را به چاپ رساند. همچنين وي به خاطر كتاب "سه دختر گل فروش" موفق به كسب جايزه قلم زرين سال ٨٥ شد.كتاب "باغ تلو " اين نويسنده نيز نامزد دريافت دو جايزه مهرگان و يازدهمين دوره كتاب سال دفاع مقدس شده بود.

بلقيس سليماني منتقد اين جلسه نيز از نويسندگان و فعالان ادبي كشور هستند.وي در سال ۱۳۴۲ در كرمان متولد شدند.سلیمانی فعاليت ادبي اش را از سال ۱۳۷۰ با مجله ادبستان آغازكرد.تاكنون از او آثاري چون:"بازي آخر بانو"،"بازي عروس و داماد" و تعداد زيادي مقاله علمي و پژوهشي در مطبوعات و كتابهايي نظير:"همنوا با مرغ سحر"،"هنر و زيبايي از ديدگاه افلاطون" و "تفنگ و ترازو" به چاپ رسيده است.

از تمامي علاقمندان به ادبيات داستاني بالاخص از دوستان و نويسندگان كرجي خواهشمندم جهت شركت در اين مراسم در تاريخ ۲۹ تير ۱۳۸۷ راس ساعت ۴ بعدالظهر در تالار بزرگ شهيدان نژادفلاح حضور بهم رسانند.لازم بذکر است که حضور نویسنده کتاب در این مراسم قطعی اعلام شده است.

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 1:47 توسط محمدعلی خبیر |

تهران،آرامش بی آرامش

 

 

محمدعلی خبیر: "هم خانه"عنوان دومین فیلم بلند مهرداد فرید است.پیش از این از ایشان،فیلم "آرامش در میان مردگان" را به تماشا نشسته بودیم.آن چیز که هم خانه را شبیه آرامش در میان مردگان می سازد،درگیری شخصیت اصلی با فضایی است که داستان در آن به وقوع می پیوندد.این مسئله باعث ایجاد کشمکش اصلی  داستان می شود.نکته خوب فیلمنامه های فرید این است که نویسنده خیلی زود داستان را شروع می کند و از عتناب پرهیز می کند.مهسا در فیلم هم خانه دانشجوی شهرستانی است که از محیط کوچک شهرستان وارد شهر بزرگی چون تهران شده است.در آرامش نیز طیبه از محیط محدود گورستان در پی سفر یک روزه به تهران وارد محیط بزرگتری
می شود.هر دوی این شخصیت ها برای رسیدن به هدفشان مجبور می شوند با آدمهایی که در این شهر بزرگ زندگی می کنند روبرو شوند.به همین خاطر شخصیت های فرعی داستان به دو دسته تقسیم می شوند.دسته اول آدمهایی هستند که قصد دارند به شخصیت اصلی در رسیدن به هدفش کمک کنند مانند راننده موتورسیکلت در آرامش و دسته دوم افرادی هستند که در مقابل هدف کاراکتر اصلی داستان قرار می گیرند مثل فخری در هم خانه.تصویری که در این دو فیلم از کلانشهری چون تهران ساخته می شود،تصویری ناامن است.از این منظر که گویا فیلمساز فضای کوچکتری را که پیش از این قهرمان در آن زندگی می کرد را با محیط زندگی فعلی او مقایسه می کند.قهرمان های این دو داستان وقتی وارد تهران می شوند احساس نا امنی می کنند.در آرامش طیبه نابلد است و در پی یافتن آدرس یک خانه.یا در هم خانه مهسا وقتی احساس نا امنی می کند که متوجه می شود باید خوابگاه دانشجویی اش را تحویل بدهد و به فکر یک سرپناه باشد.اصولا در میان فقر ژانری که در فیلمهای ایرانی وجود دارد،بیشتر فیلمهایمان را اجتماعی تلقی می کنیم.اما در فیلمهای فرید،عناصر اجتماعی موجود رنگ بیشتری به خود می گیرند و داستان را باورپذیرتر می سازند.این دو فیلم علاوه بر المانهای مشابهی که بایکدیگر دارند تفاوتهایی نیز در ظاهر پیدا می کنند.در آرامش قهرمان داستان پیرزنی بی سواد است در حالیکه مهسا در هم خانه دختری جوان و تحصیلکرده است.به همین خاطراینگونه به نظر می رسد که فیلمساز مشکل شهرهای بزرگ را همه گیر می داند وبر این مسئله تاکید می کند.

درونمایه اصلی هم خانه،مشکلات زندگی دانشجویی است.بخصوص مشکلات دانشجویان شهرستانی که آسیب پذیرتر می باشند.نکته مهمی که در این فیلم وجود دارد این است که جامعه و گاهی قوانین نانوشته آدمهای آن شرایط را به گونه ای رقم می زنند که آدمهای کم تجربه تر را در معرض خطا قرار می دهند.هرچند که آنها مواظب باشند که مرتکب خطا نشوند.

دو فیلم اخیر فرید،پایان بندی های خوشی ندارند.فیلم آرامش در میان مردگان با مرگ طیبه تمام می شود و هم خانه با بازداشت شدن جمشید به پایان می رسد.ولی هر دو پایان به گونه ای ایجاد شده اند که گویا صلاح شخصیت های داستان در آن نهفته است.جدای از اینکه در هم خانه قسمتی از پایان بندی بخاطر ایرانیزه شدن داستان رقم می خورد.     

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 18:33 توسط محمدعلی خبیر |

استاد انتظامی،عزت سینمای ایران

 

 

 

 

محمدعلی خبیر:وقتی پرویز پرستویی در یازدهمین دوره جشن خانه سینما می خواست استاد انتظامی را بعنوان کسی که جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن را به باران کوثری اهدا می کرد،به روی سن دعوت کند از ایشان با عنوان عزت سینمای ایران یاد کرد.به راستی این چنین است. 31 خرداد سالروز میلاد آقای بازیگر است.ضمن آرزوی عمری طولانی و با عزت برای این بزرگمرد سینمای ایران از شما دعوت می کنم همراه با من مرورگر کارنامه هنری عزت الله انتظامی باشید.

عزت الله انتظامي استاد بلامنازع عرصه بازیگری سینمای ایران،متولد 1303 در شهر تهران است.ایشان فارغ التحصيل از مدرسه شبانه تئاتر و سينماي هانوفر آلمان است.وی تحصیلات خود را با ورود به دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران ادامه داد.در سالهای بعد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایشان را لایق دریافت مدرک دكتراي تشخیص داد.

 فعالیتهای هنری انتظامی با پيش پرده خواني در تماشاخانه كشور آغازشد. بازي در فيلم "واريته بهاري" محصول سال 1328به كارگرداني پرويز خطيبي نخستين تجربه سينمايي اوست.فیلم "گاو" ساخته "داریوش مهرجویی" استعداد ایشان را پروراند.انتظامی هنگامی که 44 ساله بود،در این فیلم که اثری اقتباسی از داستانی به همین نام(نوشته غلامحسین ساعدی)بود نقش "مشد حسن" را ایفا کرد.پیش از این نمایشنامه ای هم با این نام و با بازی تحسین برانگیز ایشان و استاد علی نصیریان ساخته شده بود.در ادامه بازهم حضور او در فیلمهای دیگر مهرجویی نظیر آقای هالو،دایره مینا،پستچی،اجاره نشین ها،هامون و بانو باعث شد تا توانایی های وی بیشتر از قبل به چشم آید.وی علاوه بر بازی در فیلمهای این کارگردان صاحب نام،تجربه بازی در فیلمهای دیگر کارگردانهای مطرح سینمای ایران نظیر مرحوم علی حاتمی،محسن مخملباف،بهمن فرمان آرا،بهروز افخمی،مسعود کیمیایی و... را در کارنامه هنری خویش دارد.ایشان در سال 1384و در سن 79سالگی در فیلم "حکم" ایفای نقش کرد.بازی او در نقش "رضا" به عقیده بسیاری مانند یک "دن کورلئوته" دیگر بود که برای تماشاگرش تداعی کننده حال و هوای "پدرخوانده" بود. مسعود کیمیایی به همین واسطه عنوان کرد که حضور انتظامی در فیلمش را به مثابه افتخار بزرگی برای خود به شمار می آورد.کارشناسان اوج بازی های او را علاوه بر آنچه که گفته شد در فیلمهایی نظیر،حاجی واشینگتن،گراندسینما،خانه خلوت،ناصرالدین شاه آکتور سینما،روزفرشته،روسری آبی و خانه ای روی آب،گاوخونی و دیوانه ای از قفس پرید می دانند.آقای بازیگر تاکنون موفق به کسب چندین جایزه بزرگ سینمایی از جشنواره های معتبر داخلی و خارجی شده است.از ديگر فعاليت هاي ایشان ميتوان به بازي در تئاتر، مجموعه هاي تلويزيوني از جمله «هزاردستان» به كارگرداني علي حاتمي، تدريس در دانشگاه هاي مختلف و داوري در جشنواره هاي مختلف اشاره كرد. عزت الله انتظامي پدر مجيد انتظامي (آهنگساز) مي باشد.

فیلمشناسی عزت الله انتظامی:

واریته بهار(پرویزخطیبی،1328)،گاو (داريوش مهرجويي، 1348) ،آقاي هالو (داريوش مهرجويي، 1349)،ستارخان(1351)،بيتا (هژير داريوش، 1351)،صادق كرده (ناصر تقوايي، 1351) ،پستچي (داريوش مهرجويي، 1351) ،قیامت عشق(1352)،غبارنشینها(1352)،بنگاه تاترال(1353-این فیلم نیمه تمام ماند)،ملكوت (پرويز كيمياوي، 1355) ،شير خفته (1355)،صمد در راه اژدها(1356)این گروه محکومین(1356)،،دايره مينا (داريوش مهرجويي، 1357) مدرسه اي كه مي رفتيم (داريوش مهرجويي، 1359)،حاجي واشنگتن (علي حاتمي، 1360) ،كمال الملك (علي حاتمي، 1362) ،خانه عنكبوت (عليرضا داودنژاد، 1362)،چمدان(1365)،اجاره نشينها (داريوش مهرجويي، 1365) ،شير سنگي (مسعود جعفري جوزاني، 1365) ،شيرك (داريوش مهرجويي، 1366)، جعفرخان از فرنگ برگشته (۱۳۶۶) ، گراند سينما (حسن هدايت، 1367) ،كشتي آنجليكا (محمدرضا بزرگ نيا، 1367) ،در مسير تندباد (مسعود جعفري جوزاني، 1367) ،هامون (داريوش مهرجويي، 1368)، سايه خيال (۱۳۶۹) ،بانو (داريوش مهرجويي، 1370) ،خانه خلوت (داريوش مهرجويي، 1370) ،ناصرالدين شاه اكتور سينما (محسن مخملباف، 1370)،بازيچه (۱۳۷۱) ،روز فرشته (بهروز افخمي، 1372)،جنگ نفت كشها (محمدرضا بزرگ نيا)،روسری آبی(رخشان بني اعتماد، 1373) ،روز واقعه (شهرام اسدي، 1373) ،طوفان(1375)،جهان پهلوان تختی(علی حاتمی،1376،نسخه اول ناتمام ماند)،باد و شقايق (سيدضياءالدين دري، 1377) ،كميته مجازات (علي حاتمي، 1377)محاكمه (مجموعه، حسن هدايت، 1378)،ميكس (داريوش مهرجويي، 1378)،طهران روزگار نو (علي حاتمي، 1378) ،سايه روشن (حسن هدايت، 1380) ،خانه اي روي آب (بهمن فرمان آرا، 1380)، تاريك خانه (۱۳۸۰) ،ديوانه اي از قفس پريد (احمدرضا معتمدي، 1381)،گاوخوني (بهروز افخمي، 1381)،جايي براي زندگي (محمدرضا بزرگ نيا، 1382)،حكم (مسعود كيميايي، 1383)،ستاره ها (فريدون جيراني، 1384)،مینای شهرخاموش(امیرشهاب رضویان،1385)،شب(رسول صدرعاملی؛1386)،آتش سبز(1387).

 

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 18:5 توسط محمدعلی خبیر |

سفر:فیلمی که تدوین را به بیضایی یاد داد.

 

محمدعلی خبیر:دوستان و همراه همیشه این وبلاگ،پس از چند هفته دوری از شما ها این بار با قسمتی دیگر از فیلمشناخت استاد بهرام بیضایی خدمت رسیدم.

در این مطلب قصد دارم همراه با شما فیلم سفر محصول سال 1351 را مرور کنم.این فیلم سومین فیلم کارنامه بهرام بیضایی پس از فیلمهای "عم سیبیلو" و "رگبار" به شمار می آید.سفر جهت شرکت در جشنواره بین المللی فیلمهای کودکان و نوجوانان که از تاریخ 10 تا 20 آبان 1351 در تهران برگزار می شد،تهیه شد.

 

 

شناسنامه فیلم:

 

نام فیلم:سفر

کارگردان،نویسنده ی فیلمنامه و انتخاب موسیقی:بهرام بیضائی

بازیگران:

سیروس حسن پور،عباس دسترنج،پروانه معصومی،خانشهری،جمشیدلایق،محمدپورستار،سیامک اطلسی.

 دستیار کارگردان:واروژکریم مسیحی

تهیه کننده:کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

فیلمبردار:مهرداد فخیمی

صدا:هرایر آتشکار

چاپ:فیلمساز

رنگ:سیاه و سفید

قطع:35 میلیمتری

مدت:34 دقیقه

محصول سال:1351- ایران

اولین نمایش:17/8/1351 سینما دیاموند(هفدهمین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان تهران)

 

طرح فیلمنامه:

 

پسرکی به نام طالع به مغازه کفاشی که دوستش رضی در آن کار می کند مراجعه می کند.او به رضی می گوید که آدرس جدیدی از پدرومادرش پیدا کرده است.رضی که نمی داند طالع هر روز روزگار این آدرسها را از کجا پیدا می کند،تقاضای او را رد می کند.اما استاد کار از دست رضی و طالع به خشم می آید و هر دوی آنها از مغازه فرار می کنند.در راه با پول اندکی که دارند قطعه نانی می خرند و مابقی پولشان خیلی زود توسط رندی ربوده می شود.آن دو برای پیدا کردن آدرس مجبور می شوند با پای پیاده به مسیر خود ادامه دهند.در راه آنها به گورستان ماشینهای سواری،مردمان بی خانمان و فضاهای آکنده از زباله های صنعتی بر می خورند.سرانجام گرسنگی باعث می شود تا رضی از نانی را از نانوایی بدزدد.نانوا او را دستگیر می کند و موهای سرش را از وسط می تراشد.در ادامه مسیر آنها متوجه می شوند که توسط یک جاهل بی کاره مورد تعقیب قرار گرفته اند.سر انجام از شدت خستگی و گرسنگی به جان هم می افتند و با هم دعوا می کند.اما با دیدن نشانه های خانه ای که در پی اش بودند،دعوا را فراموش می کنند.قبل از جدایی به مغازه عکاسی می روند و با همدیگر عکس می گیرند اما چون پول عکس را ندارند،عکاس باشی عکس آنها را پیش خود نگه می دارد.کنار خانه رضی می گوید که مژدانی رساندن طالع به والدینش را نمی خواهد،به امید آن که آنها کار بهتری برایش پیدا کنند.رضی خداحافظی می کند و می رود.طالع به نزد زن و مردی که نشانی اش را دارد می رود،اما نشانی شان آنها با نشانه هایی که او از پدرومادرش دارد جور در نمی آید.طالع که می داند رضی مننتظرش هست به نزد او باز می گردد و می گوید فردا با نشانی دیگری می یابد.

 

حواشی سفر:

 

بیضایی بعد از ساختن فیلم "رگبار" به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان باز می گردد تا تکلیف طرحهایش را روشن کند.او متوجه می شود که طرح ها یا گم شده اند و یا رد.بیضایی طرح سفر را ارائه می دهد و شرایط برای ساخت این فیلم مهیا می شود.وقتی فیلم به مرحله تدوین می رسد بیضایی اعلام می کند که از تدوین عمو سیبیلو و رگبار راضی نبوده و دنبال تدوینگر دیگری می گردد.آن زمان خود ایشان تبحری در تدوین نداشت.مهدی رجائیان هم در چند کار مشغول بود.به همین خاطر خود بیضایی چند صحنه را برش زد.بعد به این فکر افتاد که کسی را برای تدوین پیدا کند که در فیلم دیگری مشغول به کار نباشد.احمدرضا احمدی شمیم بهار را پیشنهاد داد.پیش از این تصور بیضایی این بود که بهار فقط کار تئ.وری و نقد انجام می دهد و نباید تمایلی به کار عملی داشته باشد.به هر حال از بهار برای تدوین دعوت می کند.بهار کار تدوین مستقیم را نمی پذیرد.اما قبول می کند که به این مرحله از فیلم نظارت کند.ذهن منضبط و منظم بهار کمک می کند تا بیضایی شیوه تدوین را بیاموزد و همکاری آنها در "غریبه و مه" و "کلاغ" هم ادامه داشته باشد.

 

برگرفته از کتاب"غریبه بزرگ" تالیف محمدعبدی     

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 17:39 توسط محمدعلی خبیر |

شیشه ای تر از رشیدپور:

 

 

محمدعلی خبیر:این شبها رضا رشیدپور برای سومین بار تاک شو شیشه ای خود را به روی آنتن می برد.این برنامه که مثلث شیشه ای نام دارد، هرشب به جز شبهای یکشنبه از شبکه پنج سیما پخش می شود.
او علاوه بر اجرای این برنامه یکی از تهیه کنندگان و سراینده ترانه تیتراژهای آغازی و پایانی مثلث شیشه ای نیز محسوب می شود.به همین بهانه در این مطلب نگاهی می اندازیم به فعالیتهای هنری او در سالهای اخیر.

 

رضا رشیدپور متولد 18/5/135۴ در خیابان سرسبیل تهران است.او تحصیلات دبیرستانی اش را در رشته ریاضی فیزیک پیگیری کرده و با معدل 86/19 دیپلم گرفته است.با ورود به دانشگاه در دو رشته عمران و کارگردانی ادامه تحصیل داد.فعالیت هنری اش را با اجرای برنامه های زنده رادیو جوان آغاز کرد.به همین سبب در سال 76-77 وارد سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران شد.در سال 1382 بواسطه اجرای برنامه رادیویی جوان ایرانی با خانم نغمه مهرپاک آشنا می شود و چند ماه بعد با ایشان ازدواج کرد.

با تفکیک مجریان رادیویی و تلویزیونی به تلویزیون آمد و برنامه ی پربیننده ای نظیر صبح بخیر ایران را از شبکه اول سیما اجرا کرد.چند سال بعد همزمان با تغییر و تحولات مدیریتی رشیدپور از گروه مجریان این برنامه جدا شد.به سفارش سیمای مرکز اصفهان برنامه زنده رود را به روی آنتن برد.این برنامه هم از برنامه های پربیننده تلویزیون محسوب می شد.در همین زمان یک مجموعه تلویزیونی با عنوان "گریه دیگه فایده نداشت" را همراه با لاله صبوری نوشت.این سریال تلویزیونی که درونمایه طنز داشت با کارگردانی خود رشیدپور برای سیمای اصفهان ساخته شد.

با اضافه شدن او به جرگه مجریان شبکه تهران اتفاق بزرگی در این شبکه به وقوع پیوست.برنامه های بی نظیری چون شب شیشه ای و عبور شیشه ای به روی آنتن رفت.در این زمان برنامه مشابهی از شبکه دو سیما پخش می شد که طرفداران زیادی هم داشت.اما اجرای خوب،گفتگوهای صریح و روشن و سوالات متفاوت باعث شد تا بیننده برنامه او افزایش یابد.

نزدیک به دوسال است که ویژه برنامه های تحویل سال نو شبکه تهران نیز توسط او اجرا می شود.حضور چهره های شاخص سینما و تلویزیون،خواننده های نام آشنای موسیقی ایران و مشاهیر سیاسی و علمی کشور برنامه های او را به یکی از بهترین و متفاوت ترین برنامه های سیما تبدیل کرد.

او همچنین در عرصه مطبوعات نیز فعالیت می کند.زمانی در روزنامه ورزشی گل ستون نویسی می کرد و حالا مجله متفاوت رویش را منتشر می کند.

اما فعالیت او تنها به تلویزیون و مطبوعات ختم نمی شود.او علاوه بر اینها در زمینه ترانه سرایی و بازیگری نیز فعالیت دارد.

همزمان با نوروز 87 در سریال مردهزارچهره به کارگردانی مهران مدیری در سکانس پایانی این مجموعه بازی کرد.همچنین در همان سال با تهمینه میلانی برای بازی در نقش یکی از کاراکترهای اصلی فیلم "سوپراستار" قرارداد بست و جلوی دوربین رفت.سوپراستار فیلمی است که داستانش از کتاب "آگوستوس" نوشته "هرمان هسه" اقتباس شده است و در آن بازیگرانی چون شهاب حسینی،نسرین مقانلو،فتانه ملک محمدی،لیلا زارع، فریبا كوثری و  افسانه بایگان نیز ایفای نقش می کنند.

حالا با گذشت یکسال از آخرین برنامه "شب شیشه ای" او این بار برنامه مشابهی را با عنوان "مثلث شیشه ای"به روی آنتن برده است.تهیه کنندگی این برنامه را رشیدپور به همراه محمدقنبری به عهده دارد.همچنین ترانه تیتراژهای ابتدایی و انتهایی برنامه نیز از سروده های رضا رشیدپور است که با صدای مانی آرام و امیر تاجیک اجرا شده اند.

+ نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 13:44 توسط محمدعلی خبیر |

حالا حالا پرچم بالا:

محمدعلی خبیر:قهرمانی امسال شیرینی اش دو چندان بود.چراکه هم قهرمان لیگ برتر شدیم هم به جام باشگاهها رفتیم و هم در لیگ رکورد شکستیم.حالا ما تنها تیمی هستیم که دوبار قهرمان لیگ برتر ایران شده ایم.آن هم در سالی که لیگ ۱۸ تیمه بود و برای قهرمان شدن باید چهار بازی بیشتر نسبت به دوره های قبل انجام می دادی.

دوستان خوبم سعی می کنم هر روز مطالب و عکسهای بیشتری به این پست اضافه کنم.لطفاْ با حضور مستمرتان دلگرمم کنید.همچنین برایم بنویسید که از کدام عکس بیشتر لذت بردید و یا اینکه عکسهای این پست شما را یاد چه چیزهایی انداخت.  

ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 0:3 توسط محمدعلی خبیر |

به همین سادگی از کنارش نگذریم

سینمای ما - محمدعلی خبیر: مي توان گفت که "به همین سادگی" اولین فیلم سینمای ایران است که به این قدر دقیق و هوشمندانه به زندگی یک زن خانه دار ایرانی سرک کشیده است. اطراف ما پر است از "طاهره"هایی که از بس سرمان گرم شلوغی شهرنشینی شده، آن ها را کمتر می بینیم٬ کمتر به روزمرگی هایشان توجه می کنیم و کمتر به دغدغه هایشان گوش می کنیم.
برخی از منتقدان فیلم را فاقد کنش داستانی می دانند. اما سوال اصلی فیلم هم این است که زندگی یک زن خانه دار ایرانی در طول روز چه قدر دست خوش کنش ها و اتفاقات جدید قرار می گیرد. خواسته های زن خانه دار ايراني بیشتر در روزمرگی گم می شود و زندگي اش می شود همان کلمه روزمرگی.
سوالی که مطرح می شود این است که آیا طرح فیلمنامه "به همین سادگی" که همه اش زندگی تکراری و بی حادثه یک زن است به درد یک فیلم سینمایی می خورد یا نه؟...

ادامه مطلب در سایت سینمای ما

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 23:2 توسط محمدعلی خبیر |

کیانوش عیاری 57 ساله شد.

 

 

محمدعلی خبیر:کیانوش عیاری بی شک یکی از بزرگان سینمای این آب و خاک است.از او دیدن فیلم خوبی چون "بودن یا نبودن" را تجربه کرده ایم وهم اکنون شاهد پخش سریال فراموش نشدنی "روزگار قریب" او هستیم.استاد عیاری امروز (22 اردیبهشت) 57 ساله شدند .ضمن تبریک روز تولدشان،از شما دعوت می کنم خواننده چکیده ای از زندگینامه هنری ایشان باشید.

 کیانوش عیاری در  22 اردیبهشت 1330 در اهواز متولد شد.وی فعالیت سینمایی اش را از سینمای آزاد با ساخت فیلمهای 8 میلیمتری آغاز کرد. در سال 1364 با ساخت فیلم "تنوره دیو" به زمره کارگردانان سینمای ایران پیوست.

این فیلم از چهارمین جشنواره بین المللی فیلم فجر  سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را برای او به ارمغان آورد.

عیاری در سال 1365 دومین فیلم بلندش را با عنوان "شبح کژدم"  ساخت.این فیلم داستان  یک نویسنده سینما بود که براساس فیلمنامه ای که نوشته است دست به سرقت یک جواهر فروشی می زند.

سومین فیلم او نیز فیلمی پرافتخار محسوب می شود.عیاری "آن سوی آتش" را در سال 1366 کارگردانی کرد.این فیلم نیز در جشنواره ششم فیلم فجر خوش درخشید و توانست عیاری را برای دومین بار لایق دریافت سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی معرفی کند.

پس از آن سوی آتش فیلمهای:روز باشکوه(1367)،دو نیمه سیب(1370)،آبادانیها(1371)،شاخ گاو(1374) فیلمهای بعدی او بودند.این فیلمها جز فیلمهایی بودند که هم ساخت خوشی داشت و هم گیشه خوب.

در سال 1377 او بهترین فیلم کارنامه اش را کارگردانی کرد.این فیلم که "بودن یا نبودن" نام داشت،به موضوع اهدا اعضا می پرداخت.هر چند که بودن یا نبودن توانست نظر منتقدان را به خود جلب کند اما در اکران موفق نبود.یکی از دلایل مهم ناکامی فیلم در گیشه،نامناسب بودن وضعیت نمایش فیلم بود.

نکته جالب درمورد این فیلم این است که فضای فیلمنامه اختصاص داشت به فصل تابستان.این در حالی بود که عیاری مجبور شد در میانه زمستان و در سردترین نقطه تهران فیلمبرداری را شروع کند.به همین خاطر او در لوکیشن های خارجی اش تغییراتی را ایجاد  کرد در در چله زمستان،روزهای گرم تابستان را به تصویر بکشد.

در این فیلم عسل بدیعی ایفای نقش  کرد.

فیلم بعدی عیاری،"سفره ایرانی" نام داشت.ساخت این فیلم سه سال (از 1378 تا 1380)به طول انجامید.پس از این فیلم عیاری سه سال فیلم نساخت تا اینکه در سال 1383 فیلم "بیدار شو آرزو" را مقابل دوربین برد.

علاوه بر فیلمهای سینمایی که از آنها نام برده شد،عیاری ساخت چندسریال تلویزیونی را نیز تجربه کرده است.اولین تجربه او که در سال 1375 به نمایش درآمد سریال تلویزیونی "خانه به خانه" نام داشت.آخرین سریالی را هم که در این سالها تماشاگران از عیاری دیده اند،"روزگار قریب" نام دارد.این سریال که از تاریخ 12/9/1386 به روی آنتن رفته است،هم اکنون نیز از شبکه سوم سیما به نمایش در می آید.روزگار قریب که داستان زندگی دکتر محمد قریب را بازگو می کند،در بین سالهای1381 تا 1384 ساخته شده است.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 22:49 توسط محمدعلی خبیر |

محمدعلی خبیر
متولد:19بهمن 1365
رشته تحصیلی:برق-مخابرات
هنرجوی فیلمسازی و داستان نویسی
نویسنده و کارگردان فیلمهای کوتاه: آوای نیاز, روح الصنم,جای خالی
عضو انجمن نویسندگان کرج(داستان کوتاه)
مدیر پایگاه اینترنتیKawac.ir
عضو شورای نویسندگان رادیو البرز کرج

Home
Email
Night Skin